بن نوح در راه مكّه بوديم . در بين راه در منزلى به نام « زباله » فرود آمديم و در آنجا به صحبت نشستيم ، صحبت ما به مسألهء امامت و غيبت كشيده شد و اين امر بر ما دور از ذهن جلوه كرد . در اين هنگام ايّوب بن نوح گفت : من امسال نامهاى [ به امام هادى عليه السّلام ] نوشتم و در آن از اين مطلب نيز پرسيدم .
امام هادى عليه السّلام در پاسخ من نوشتند : هنگامى كه علم و دانش شما از ميان شما رخت بربندد منتظر فرجى نزديك باشيد كه گويا از زير پاى شما به ناگهان سبز خواهد شد « 1 » .
6 . از ابو جعفر محمّد بن احمد علوى از ابو هاشم جعفرى روايت شده است كه گفت : از حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
جانشين من پسرم حسن است ، امّا با جانشين جانشين من چگونه خواهى بود ؟ !
به آن حضرت عرضه داشتم : خداوند مرا فداى شما كند . براى چه ؟
آن حضرت فرمودند : شما شخص و بدن او را نخواهيد ديد و جايز نيست تا اسم او را ذكر نمائيد .
عرض كردم : پس چگونه ذكرى از او به ميان آوريم ؟ آن حضرت فرمودند :
« قولوا الحجة من آل محمد صلّى اللّه عليه و آله » ؛ بگوييد حجّت از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله « 2 » .
7 . از صقر بن ابى دلف روايت شده است كه گفت : از على بن محمّد بن على الرضا عليهما السّلام شنيدم كه مىفرمود : « الإمام بعدي الحسن ابني و بعد الحسن ابنه القائم الذي يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما » ؛
امام و پيشواى مردم پس از من پسرم حسن بوده و بعد از حسن پسر او ، همان قائمى كه زمين را پر از عدل و قسط مىكند همچنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد « 3 » .
8 . على بن ابراهيم از پدرش از على بن صدقه از على بن عبد الغفّار روايت كند كه گفت : هنگامى كه حضرت ابو جعفر ثانى امام جواد عليه السّلام از دنيا
هامش
( 1 ) . كمال الدّين / 381 .
( 2 ) . اثبات الوصيّه / 208 .
( 3 ) . كمال الدّين / 383 ح 10 و به نقل از آن در اعلام الورى / 2 / 247 .