سپس آن حضرت به من فرمودند : جعفر در چه حالى بود ؟ مراد از جعفر ، جعفر متوكّل خليفهء عبّاسى و برادر واثق است در پاسخ عرض كردم : جعفر را در حالى ترك كردم كه در زندان بود و از بدحالترين مردمان ، آن حضرت فرمودند : آگاه باش كه او دارندهء مقام خلافت است .
سپس آن حضرت فرمودند : ابن زيّات چه كرد ؟ مراد از ابن زيّات محمّد بن عبد الملك زيّات وزير واثق و وزير پدرش معتصم مىباشد كه در حكومت آندو بسيار صاحب نفوذ و صاحب تدبير بود در پاسخ عرض كردم : خداوند مرا فدايت كند . مردم با او بودند و فرمان ، فرمان او بود .
آن حضرت به من فرمودند : آگاه باش كه بدبختى گريبانش را گرفت .
سپس آن حضرت قدرى سكوت كردند و بعد به من فرمودند :
تقديرات و احكام خداوند متعال ناگزير بايد به مرحلهء اجرا دربيايد . اى خيران ، واثق مرد و از دنيا رفت و برادرش جعفر متوكّل بر جاى او نشست و ابن زيّات را كشت . عرض كردم :
خدا مرا فداى شما كند . چهوقت اين اتّفاقات روى داد ؟ آن حضرت فرمودند :
شش روز پس از آنكه تو از آنجا خارج شدى « 1 » .
بدون شك اين روايت شدّت و داغى كشمكش و نزاعى كه بر سر قدرت در درون خاندان حاكم عبّاسى وجود داشت به نمايش مىگذارد . همچنانكه مىتوانيم از اين روايت ميزان پيگيرى امام عليه السّلام از اوضاع عمومى جامعه و اخبار سياسى دست اوّل روز را دريافت « 2 » ، و از اينكه آن حضرت اينگونه مطالب را با نزديكان خود در ميان مىگذاردند مىتوان فهميد كه سطح دريافت سياسى
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 498 ح 1 ب 122 .
( 2 ) . اين نوع قضايا را نمىتوان از مصاديق پيگيرىهاى امام از اوضاع سياسى و خبرگيرى از وقايع سياسى دست اول دانست ، بلكه اينها از مصاديق علم به غيب است كه حضرت همانند ساير ائمه در برخى از موارد ، افشا مىكردهاند . ( مصحح )