كار را انجام بدهد بسيار نعمت بزرگى به ما عنايت كرده است . و اگر اين كار را نكند هلاك شدهايم . ما جدال در مسألهء قرآن را بدعتى مىدانيم كه هم سؤالكننده و هم جوابدهنده در آن شريك هستند . چراكه سؤالكننده چيزى را مىپرسد كه به او مربوط نيست و جوابدهنده را به جوابى وامىدارد كه براى دادن آن جواب وظيفهاى ندارد ، و هيچ خالقى بهجز خداوند وجود ندارد ، و آنچه بهجز او هست همه مخلوقاند و قرآن كلام خداست . براى اين كلام خدا اسمى از نزد خود نگذار ، چراكه در اين صورت از گمراهان خواهى شد . خداوند ما و تو را از كسانى قرار دهد كه از پروردگارشان در نهان مىترسند و از قيامت هراسناكاند « 1 » .
خبر دادن امام هادى از مرگ واثق
امام هادى عليه السّلام همواره تحوّلات سياسى روزگار خود را تعقيب كرده و به دقّت همهء رويدادها را زير نظر داشت . از خيران خادم روايت شده است كه گفت : به خدمت حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام در مدينه شرفياب شدم . آن حضرت به من فرمودند : از واثق چه خبر دارى ؟
در پاسخ عرض كردم : خداوند مرا قربان شما كند . من او را در حالتى ترك كردم كه بسيار سالم و سرحال بود . من در مدينه تنها كسى هستم كه به تازگى او را ملاقات كرده است . من ده روز قبل نزد او بودهام . خيران گويد : امام هادى عليه السّلام به من فرمودند : امّا مردم مدينه مىگويند واثق مرده است ، هنگامى كه آن حضرت به من گفت : مردم مدينه مىگويند ، دانستم كه منظور آن حضرت خود ايشان است .
هامش
( 1 ) . امالى شيخ صدوق / 489 .