تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
« روايت شده است : پس از آن‌كه مأمون دخترش ام الفضل را به همسرى ابو جعفر عليه السّلام درآورد ، روزى او و جمع بىشمارى از مردم و يحيى بن اكثم در مجلس حضور داشتند . ابو جعفر عليه السّلام نيز در آن مجلس حاضر بود . يحيى به او گفت : اى پسر رسول خدا ، روايت شده است كه : جبرئيل بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرود آمده ، گفت : اى محمد ، خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد : از ابو بكر بپرس كه آيا از من خشنود است ؟ [ و بداند ] كه من از او خشنود هستم . در اين‌باره چه مىگويى ؟ ابو جعفر گفت : منكر فضل ابو بكر نيستم ، اما بايد صاحب ( گويندهء ) اين خبر به روايتى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حجة الوداع نقل شده توجه داشته باشد ، آن‌جا كه حضرتش فرمود : « قد كثرت عليّ الكذابة ، و ستكثر بعدي ، فمن كذب عليّ معتمدا فليتبوأ معقده من النار ، فإذا أتاكم الحديث عني فاعرضوه على كتاب الله - عزّ و جلّ - و سنتي ، فما وافق كتاب الله و سنتي فخذو به ، و ما خالف كتاب الله و سنتي فلا تأخذوا به » ؛ آنان كه بر من دروغ مىبندند فزونى گرفته و پس از من نيز بيشتر خواهند شد . پس [ آگاه باشيد ] هركس بر من دروغ ببندد ، جايگاه خود را در آتش دوزخ مهيا كرده است . هرگاه حديثى از من به شما رسيد ، آن را با كتاب ( قرآن ) و سنت من محك زنيد . اگر موافق آن دو بود بپذيريد و اگر با آن دو سازگارى نداشت ، آن را واگذاريد . آن‌گاه ابو جعفر گفت : اين خبر با كتاب خدا مطابقت ندارد چه اين‌كه حضرت حق فرموده است :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ