تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
يحيى گفت : روايت شده است : عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است . امام عليه السّلام فرمود : اين مطلب نيز محال است ، زيرا بهشت با بودن فرشتگان مقرب خدا ، حضرت آدم عليه السّلام و حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و تمام پيامبران ، از نور آنان روشن نمىشود و با نور عمر روشن مىشود ؟ ! يحيى گفت : « سكينه » ( نسيم بهشتى كه چهرهء انسان دارد ) از زبان عمر سخن خواهد گفت : امام عليه السّلام فرمود : منكر فضل عمر نيستم ، اما ابو بكر از عمر برتر است [ و اگر چنين چيزى درست باشد ، بايد از زبان ابو بكر سخن گويد . همين ابو بكر ] بر فراز منبر گفت : شيطانى بر من مسلط شده كه به من آسيب مىرساند ، پس هرگاه به كژى گراييدم مرا به راه آوريد ! يحيى گفت : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده است كه فرمود : اگر من به پيامبرى برانگيخته نمىشدم ، بىترديد عمر مبعوث مىشد ! امام عليه السّلام فرمود : كتاب خدا از اين حديث درست گفتارتر است . خداى - عز و جل - مىفرمايد :
« وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً ؛
« 1 » و [ ياد كن ] هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم ، و از تو و از نوح و ابراهيم و موسى و عيسى پسر مريم ، و از [ همهء ] آنان پيمانى استوار گرفتيم . خداى - عز و جل - كه از پيامبران پيمان گرفت ، چگونه ممكن است پيمان را تغيير دهد . وانگهى پيامبران خدا چشم بر هم زدنى شريكى براى خدا قائل
هامش
( 1 ) . احزاب / 7 .