بنابراين يك راه وجود دارد و آن تن دادن به فرض چهارم است و آن اين كه امام جواد عليه السّلام با امامت زودهنگام خود و نيز ايستادگىاش در برابر تمام انگيزشها ، پرسشها و آزمونها بهترين دليل تاريخى و علمى محكمى بر حقانيت ادعا ، روش و خط خود - كه اهل بيت عليهم السّلام است - ارائه داد ؛ خطى كه در امامت جواد عليه السّلام و رهبرى امت اسلامى تبلور مىيافت . اين خط با رهبرى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آغاز شد و امت اسلامى را برجاى گذارد تا به تكامل علمى و اعتقادى دست يافته ، تمدن اسلامى را براساس ارزشهاى الهى پايه گذارد .
ميراث سترگ و ارزشمندى كه امام جواد عليه السّلام براى ما برجاى گذارد ، دليل محكمى بر سترگى نقش آن حضرت در شفاف كردن عقيدهء شيعه در عرصهء رهبرى اسلامى است كه آيات قرآن و روايات نبوى نيز بر آن تأكيد داشتهاند . « 1 »
3 . برخورد امام جواد عليه السّلام با مفاهيم تحريف شده
« غلو » از پديدههايى بود كه گونههاى متعددى داشت ، از آن جمله ، غلو دربارهء صحابهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود . امام جواد عليه السّلام همانند ديگر امامان اهل بيت عليهم السّلام در هر فرصتى با اين پديده به معارضه مىپرداخت . حضرتش در مجلسى كه يحيى بن اكثم ، قاضى القضات مأمون و نيز جمع زيادى از مردم ، از جمله مأمون شركت داشتند ، با يحيى به مباحثه پرداخت و مطالب مبالغهآميزى را كه دربارهء صحابه بيان شده و مىشد ، مردود و باطل گرداند . ماجراى اين بحث را مىخوانيم :
هامش
( 1 ) . اين بخش براساس سخنرانى آية الله شهيد سيد محمد باقر صدر ( ره ) دربارهء امام جواد عليه السّلام ( با اندك تصرف ) تهيه شد .