شيوهء حكومت
حكومت عباسيان ، از نظر اهداف و شيوه ، آينهء تمامنماى حكومت امويان بود . از نظر نيكلسون ، عباسيان حكومتى مستبدانه داشتند و همانند ساسانيان بر گسترهء تحت سلطهء خود حاكميت بىچونوچرا اعمال مىكردند . « 1 »
شيوهء حكومت براساس تمايلات شاهان و اميران بنى عباس رقم مىخورد و هيچ شباهتى با معيارهاى اسلامى نداشت و به تدريج نسبت به تصميمگيرىهاى ادارى ، اقتصادى و سياسى آنان و انطباق آنها با قانون وضع شده از سوى اسلام در موارد ياد شده همگان را دچار ترديد مىكرد . اين خاندان مستبدانه امور مسلمانان را در دست گرفتند و حكومتى به وجود آوردند كه آكنده از وحشت و خفقان بود و با نظام مورد قبول اسلام و قوانين هدفمند آنكه گسترش عدالت ، مساوات و حق را در جامعه دنبال مىكرد كاملا بيگانگى داشت .
خلافت موروثى
خلافت اسلامى به معناى واقعى كلمه و براساس ارزشهاى اصيل اسلامى ، خلافت موروثى را در هيچ شكل و قالب نمىپذيرد و تمايلات فردى ، خانوادگى و تعصبات را در عرصهء خلافت مردود مىداند . اسلام با تمام اين مظاهر برخوردى سخت داشته و آنها را از عوامل انحطاط و عقبماندگى فكرى و اجتماعى دانسته ، خلافت را درخور كسانى مىداند كه از ارزشهاى و الا برخوردار باشند ، نمونههاى برجستهء جامعه به شمار روند و بتوانند به خوبى از عهدهء ادارهء امور امت اسلامى برآيند . از نظر اسلام هركس اين
هامش
( 1 ) . اتجاهات الشعر العربي / 49 .