وجود خداوند دلالت كند . پس خداوند - تبارك و تعالى - يگانهء واحدى است كه دومى ندارد [ تا ] او را برپا دارد ، يارى كند و نگاه دارد ، [ در حالىكه ] آفريدهها - به اذن و مشيت خداوند - يكديگر را نگاه مىدارند .
[ اين همان چيزى است كه ] مردم دربارهء آن دچار اختلاف شده و در وادى گمراهى و سرگردانى ، گرفتار شدند و از تاريكى ، درخواست رهايى از تاريكى مىكنند ، چرا كه خداوند را به اوصافى مىخواندند و توصيف مىكردند كه خود بدان موصوف بودند . از همينرو از حق بيشتر و بيشتر فاصله مىگرفتند .
اما اگر خداى - عز و جل - با اوصافش و آفريدگان را با اوصافشان توصيف مىكردند ، توصيفى بهجا مىكردند و سخن از سر فهم و يقين مىگفتند و گرفتار اختلاف [ و پراكندهگويى ] نمىشدند ، ولى چيزى را [ در اين باب ] مىجستند كه [ به وسيلهء آن ] دستخوش سرگردانى و سردرگمى شدند و
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ؛
« 1 » و خداوند هركه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند » .
عمران گفت : سرور من ، گواهى مىدهم او همانگونه است كه توصيف كردى ، اما مسألهاى مانده است كه مىخواهم بپرسم .
امام عليه السّلام فرمود : هرچه مىخواهى بپرس .
عمران گفت : دربارهء خداوند حكيم مىپرسم . او در چه چيز است ؟ چيزى بر او احاطه دارد ؟ از چيزى به چيز ديگرى متحول مىشود ؟ يا اينكه به چيزى نياز پيدا مىكند ؟
امام عليه السّلام فرمود : اى عمران ، پاسخ تو را مىدهم ، پس به درستى پاسخ را درك كن ، زيرا اين ، از مشكلترين سؤالهايى است كه براى مردم پيش مىآيد كه
هامش
( 1 ) . بقره / 213 .