[ جماعت ] عقل از دستدادگان و آنان كه بهرهاى از دانش ندارند ، آن را درك نمىكنند و [ تنها ] خردمندان منصف ، توانايى درك و فهم آن را دارند .
اما اول آن ، پس اگر خدا آنچه را كه آفريده ، به جهت نياز خود آفريده باشد [ در اين صورت ] به جاست كه گفته شود : خداوند به جهت نيازى كه به آفريده دارد به آن چيز متحول و منتقل مىشود ، ولى خداى - عز و جل - به جهت نياز چيزى نيافريده و پيوسته ثابت است [ ، ولى ] نه در چيزى و نه بر چيزى ديگر ، اما خلق به يكديگر نيازمند هستند . برخى از آنان برخى ديگر را نگاه مىدارند ، پارهاى از ايشان در پارهاى ديگر درون و بيرون مىشوند و [ در تمام اين احوال ] خداوند - عز و جل - به قدرت خويش تمام اين آفريدگان را نگاه مىدارد ، [ اما خود ] در چيزى داخل يا خارج نمىشود ، نگهدارى خلق ، او را خسته نمىكند و از نگاه داشتن آن درنمىماند و جز خداى - عزّ و جلّ - پيامبران و رازداران او ، نگاهبان امر او خزانهداران علم او كه شريعت او را به پا مىدارند ، كسى از آفريدگان نمىداند كه اين كار ( امر ادارهء خلق ) چگونه است .
[ و بدان كه ] امر ( فرمان ) خداوند مانند چشم بر هم زدنى يا نزديكتر است و هرگاه چيزى را بخواهد به او مىگويد : باش ، به مشيت و ارادهء او موجود مىشود . هيچيك از آفريدگانش نسبت به آفريدهاى ديگر به او نزديكتر يا دور تر نيستند . اى عمران ، [ آنچه را كه گفتم ] فهميدى ؟
عمران گفت : آرى اى سرور من ، فهميدم و گواهى مىدهم خداوند همان گونهاى كه توصيف كردى و به يگانگىاش ياد نمودى و اينكه محمد ، بنده و فرستادهء اوست تا [ مردم را ] به دين حق هدايت كند . آنگاه عمران رو به قبله كرد و سر به سجده گذارد و اسلام آورد » .
حسن بن محمد نوفلى مىگويم : « چون متكلمان گفتهء [ عمران صابى را
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٨٣