مىگرفت و به همين نسبت و به دليل دور بودن امام عليه السّلام از جامعه ، از رهنمودهايى كه به صورت مستقيم از امام عليه السّلام دريافت مىكردند كاسته مىشد .
نتيجه اينكه اندك ديدارهايى كه همه روزه با امام عليه السّلام صورت مىگرفت و نيز تحركات آن حضرت از سوى دستگاه حكومتى به خوبى و با دقت كامل زير نظر قرار مىگرفت . به همين منظور ، مأمون ، « هشام بن ابراهيم راشدى » را در ظاهر به خدمت امام عليه السّلام درآورد و منصب حاجبى امام را به دو سپرد و هشام سعى مىكرد كه به امام عليه السّلام نزديك شود . او بنا به وظيفهاى كه برعهده داشت ، عليه امام جاسوسى مىكرد ، بسيارى از دوستداران آن حضرت را از ديدار با ايشان بازمىداشت و هرچه از امام مىشنيد به اطلاع مأمون مىرساند . « 1 »
پنجم : مصونيت حكومت از خطر وجود امام عليه السّلام
از آنجا كه حكومت ، به تازگى از جنگهاى خونين و خردكنندهاى كه ميان مأمون و برادرش امين از يك سو و مأمون و نيروهاى معارض از سوى ديگر درآمده بود ، گرد آمدن مسلمانان گرد وجود مبارك امام رضا عليه السّلام و گسترش پايگاه مردمى آن حضرت ، در حكم قدرت گرفتن امام عليه السّلام و ناتوان شدن مأمون بود كه خطرى بزرگ براى حكومت مأمون به شمار مىرفت .
مأمون خود به اين حقيقت اعتراف كرده ، گفت : « بيم آن داشتيم اگر او را به همان حال ( آزاد و در ميان مردم ) رها كنيم از سوى او خطرى متوجه ما شود و چنان بلايى از او بر ما رود كه توان دفع آن را نداشته باشيم و تحمل آن براى ما طاقتفرسا باشد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 49 / 139 .
( 2 ) . فرائد السمطين 2 / 214 .