فكرى و عاطفى از حضرتش پيروى مىكرد ، با تن دادن امام عليه السّلام به خواستهء مأمون و پذيرفتن ولايتعهدى ، رضايت خود را از حكومت مأمون ابراز مىكرد .
سوم : بازداشتن امام رضا عليه السّلام از دعوت به خويش
چنانكه روشن است ، امام معصوم عليه السّلام مأمور است تا امت را به برقرارى رابطه فكرى - اجتماعى با امام منصوص از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و گام نهادن در مسير حق كه در او و منش اهلبيت عليهم السّلام متبلور است فراخواند . امام رضا عليه السّلام نيز از اين قاعده جدا نبود و دمى از ايفاى اين وظيفه كوتاهى نمىورزيد . مأمون تمام انديشه و تلاش خود را به كار بست تا امام رضا عليه السّلام را از دعوت به خويش بهعنوان امام و گسترش دعوتش بازدارد ، اما اگر در مقام ولايتعهدى قرار مىگرفت ، ابتدا براى حاكم ، سپس براى خويش دعوت مىكرد . مأمون از اين انگيزهء خود پرده برداشته ، گفت : « اين مرد ( امام رضا « ع » ) از نظر ما دور و پنهان بوده ، براى خويش [ بهعنوان امام ] دعوت مىكرد . او را به ولايتعهدى خود منصوب كرديم تا براى ما دعوت كند » . « 1 »
چهارم : جدا كردن امام رضا عليه السّلام از مردم
حضور امام عليه السّلام در پايتخت خلافت و در كنار خليفه به منزلهء دور ماندن او از مردم و پايگاههاى مردمىاش بود . در اين صورت بر ديدار مسلمانان با نمايندگان امام رضا عليه السّلام كه در سراسر گسترهء اسلامى حضور داشتند ، فزونى
هامش
( 1 ) . فرائد السمطين 2 / 214 .