آماده مىكردند . [ شايد ] يكى از دلايلى كه مأمون را بر آن داشت تا رهبران قيامها را مورد عفو عمومى قرار دهد ، همين تهديد خارجى بود .
امام رضا عليه السّلام و موضعگيرى سياسى
جنگ ميان مأمون و امين براى به دست گرفتن قدرت مطلق ، پيامدهاى ناشى از اين جنگ ، آشفتگى جبههء داخلى و انشعاب در خاندان عباسى از عواملى بود كه مأمون را از زيرنظر گرفتن ، تحت تعقيب قرار دادن و جلوگيرى از فعاليت انقلابى امام رضا عليه السّلام بازمىداشت . امام رضا عليه السّلام كه فرصت را مناسب مىديد ، موضعگيريهايى متناسب با شرايط موجود اتخاذ كرد و از اين آزادى حقيقى به نشر انديشهء و عقيده سياسى اهلبيت همت گماشته ، پايگاه مردمى خود را در تمام سرزمينهاى اسلامى گستراند .
امام رضا عليه السّلام همانند پدران و نياكان خود ، در پنهانكارى و خفاى كامل تمام خطوط عمليات از جمله خط رويارويى با حاكميت را زير نظر داشت ، اما رهبرى مستقيم آن را به برادران و عموزادگان خود مىسپرد تا بهطور مستقيم وارد ميدان رويارويى با حاكميت نشود . حضرت مىدانست به عهده گرفتن رهبرى مستقيم جنبشها و خطها پيش از اينكه بتواند زمينه را براى رهبر و امام پس از خويش فراهم كند با كشته شدن در يكى از جنگها يا به دست يكى از نزديكان حكومت ، فرجام كارش رقم خواهد خورد .
يكى ديگر از مزاياى رهبرى غيرمستقيم در رويارويى با حاكميت اين بود كه اشتباهات و اقداماتى كه در دوران انقلاب و قيام از سوى انقلابيون رخ مىداد به حساب امام عليه السّلام گذاشته نمىشد ، بلكه مسئوليت آن ، متوجه رهبر مستقيم كه بر خط نظامى اشراف داشت مىبود . در سال 199 ق . و پيش از قيام