مأمون تن در داد . مأمون به نگاهبان امام عليه السّلام دستور داد تا او را از راهى جز راه كوفه و قم ، نزد او بياورد . نگاهبان نيز به منظور تأمين خواستهء مأمون ، امام عليه السّلام را از مسير بصره ، اهواز و فارس به « مرو » بردند .
چون امام رضا عليه السّلام به مرو رسيد مأمون به امام رضا عليه السّلام پيشنهاد پذيرش خلافت و امارت داد ، اما امام نپذيرفت . گفتوگو در اين زمينه دو ماه به درازا كشيد و هماره امام عليه السّلام از قبول چنين پيشنهادى سرباز مىزد .
چون سخن در اين زمينه زياده از حد شد و نتيجهاى به همراه نداشت ، مأمون با اصرار فراوان از امام رضا عليه السّلام خواست تا منصب ولايتعهدى را بپذيرد و بهطور غيرمستقيم امام عليه السّلام را تهديد كرد كه در صورت نپذيرفتن ولايتعهدى او را خواهد كشت .
امام عليه السّلام كه چارهاى جز پذيرش اين خواسته نداشت شروطى معين كرده ، فرمود : به شرطى تن به پذيرش ولايتعهدى مىدهم كه به كارى فرمان ندهم ، از چيزى باز ندارم ، قضاوت نكنم ، چيزى از وضعيت موجود را تغيير ندهم و تو [ بايد بپذيرى كه ] مرا از تمام آنچه گفتم ، معاف دارى . « 1 »
مأمون شروط امام رضا عليه السّلام را پذيرفت و در روز پنج ماه مبارك رمضان سال 201 ق . امام رضا عليه السّلام به ولايتعهدى منصوب شد . « 2 »
انگيزه مأمون از تحميل ولايتعهدى بر امام رضا عليه السّلام
اقدام مأمون به نصب امام رضا عليه السّلام در مقام ولايتعهدى برآمده از دوستى و محبت او نسبت به اهلبيت عليهم السّلام نبود ، زيرا فريبايىهاى قدرت و حكومت ، بر
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 149 - 150 .
( 2 ) . همان / 245 .