هرگونه اتهام از خود ، سرداران ، دبيران ، بنىهاشم و قضاوت را فرا خوانده ، با بازكردن چهرهء امام كاظم عليه السّلام به آنان گفت : « آيا اثرى از كشتن در پيكر او مىبينيد ؟ » « 1 »
در چنين شرايطى كه اوضاع به نفع هارون نبود ، او ناچار به خوددارى از برخورد مستقيم با امام رضا عليه السّلام بود . از اينرو از شيوههاى سابق خود در برخورد با امام رضا عليه السّلام استفاده نكرده ، از تن دادن به تحريكات و پيشنهادهاى كسانى كه او را به كشتن امام رضا عليه السّلام برمىانگيختند سرباز مىزد . البته بايد به اين امر توجه داشت كه امام رضا عليه السّلام در عرصهء سياست و فعاليتهاى سياسى روشى برگزيد كه هارون را خلع سلاح كرده ، بهانهاى به دست او نمىداد و در گزارش جاسوسان ، هيچ اشارهاى به فعاليت چشمگير سياسى از سوى امام رضا عليه السّلام نمىشد . به همين دليل ، حكومت هارون ، در مقايسه با ديگر حاكمان عباسى رفتار آرامتر و مسالمتآميزترى با امام عليه السّلام داشت ، اما با اين حال حكومت او با ويژگىهاى زير مشخص شده است :
نخست : ارعاب
هارون الرشيد همانند خاندان بنى اميه و ديگر عباسيان نه براساس وصيت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله به حكومت رسيد و مسلمانان و « اهل حل و عقد » - كه نظريهء مطرح آن روزگار بود و اينكه اينان مىتوانستند كسى را نصب يا عزل كنند - نيز او را انتخاب نكرده بودند ، بلكه از طريق ولايتعهدى و تعيين از سوى خليفهء پيشين به حكومت رسيد . همين احساس او سبب شد تا به هر وسيلهاى كه مىتواند حكومت خود را تثبيت كند .
از همينرو هارون از دو روش ارعاب و تطميع براى استوار كردن
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 414 .