ستم مىگرفتند و كسى را ياراى آن نبود كه مانع آنان شود ، چرا كه اينان اطرافيان سلطان ( خليفه ) و مايهء توانمندى و اقتدار او بودند .
با تأملى در تاريخ ، مىبينيم جاهليت منسوخ شده توسط پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله ، در روزگار حاكميت مدعيان جانشينى آن حضرت احيا و حمايت شد ، تا جايى كه حافظان جان و مال مردم ، خود غارتگران بوده و قاضيانى كه بايد از مفاسد اخلاقى جلوگيرى كنند ، به پاس شكستن حرمت دين و آلوده شدن به پليدىها و ترويج آن ، پاداش مىگرفتند و تمام اين جنايات در سايهء حكومت خليفة اللّه - البته به گمان خودشان - صورت مىگرفت .
انحراف سياسى
انحراف سياسى از ديگر بحرانهايى به شمار مىرفت كه بر فضاى آن دوره سايه افكنده بود .
اين بحران را مىتوان در چند مقطع زمانى بررسى كرد :
1 . اوضاع سياسى در روزگار هارون
امام على بن موسى الرضا عليه السّلام در ده سال آغازين امامت خود ( 183 - 193 ق . ) معاصر هارون الرشيد بود . سياست خصمانهء هارون با سياست خلفاى پيشين و نيز سياست او در برخورد با امام كاظم عليه السّلام تغيير نكرده بود . هارون الرشيد به دليل به شهادت رساندن امام كاظم عليه السّلام همچنان دستخوش بيم و هراس بود . او مىترسيد مبادا عكسالعملهاى مسلحانه از سوى وابستگان به اهلبيت عليهم السّلام بروز كند ، لذا در نخستين روز شهادت امام كاظم عليه السّلام و براى دفع