در يكى از همين شبها « محمد بن حامد » در كنار مأمون ايستاده بود و مأمون شراب مىخورد . در همينحال « عريب » به خواندن آواز پرداخت . مأمون از اينكه « عريب » بىمقدمه شروع به خواندن كرده بود ، بهتزده شد . محمد بن حامد كه متوجه بهت مأمون شد ، گفت : سرورم ، با بوسهاى او را وادار به خواندن كردم . . .
مأمون گفت : . . . پس من ، كنيز خود « عريب » را به همسرى محمد بن حامد درآورده ، چهارصد درهم از مال خويش كابين او قرار دادم . . . عريب همچنان تا سپيدهدم براى مأمون آواز خواند و ابن حامد بر در سرا ايستاده بود » . « 1 »
انحراف اخلاقى به دستگاه حاكميت و وابستگان حكومتى منحصر نبود ، بلكه دستگاه قضا را نيز آلود . « يكى از قاضيان كه در دورهء امين و مأمون منصب قضا را در اختيار داشت ، به عمل شنيع لواط آلوده شده بود و از اين كار روى برنمىتافت تا آنجا كه به اين صفت شهره شد . زمانى كه مسلمانان از او به مأمون شكايت بردند ، مأمون در پاسخ گفت : خوب بود كه پيش از اينها و قبل از صدور احكام از سوى او ، به اين امر اقدام مىكردند ! .
پس از آنكه شكايتها از او فزونى گرفت ، امين او را عزل كرده ، در شمار نديمان خود درآورد و دست او را در كارهاى فراوانى بازگذاشت » . « 2 »
انحراف اخلاقى ميان نزديكان حاكمان امرى شايع بود . در آغاز حكومت مأمون برخى از سپاهيان و شرطهء بغداد و كرخ ، آشكارا به فسق و فجور پرداخته ، راهزنى كرده و در انظار همگان ، پسران و زنان را مىربودند . . . آنان در قالب گروهى به روستاها رفته . . . و هرچه مىتوانستند از اموال و دارايى مردم به
هامش
( 1 ) . همانجا .
( 2 ) . مروج الذهب 3 / 345 .