يكى از اين موارد را از زبان « ابو الفرج اصفهانى » نقل مىكنيم : « خراج سنگينى و اموالى هنگفت از موصل براى هارون فرستاده شد . هارون دستور داد تا آنها را به يكى از كنيزكان او بدهند . مردم ، اين كار هارون را اقدامى بزرگ و غيرطبيعى دانسته ، از آن سخن مىگفتند .
« ابو العتاهيه » گفت : [ شگفتا ! ] هارون اينچنين ثروتى را به زنى بدهد و من از آن بىبهره باشم ؟ آنگاه بر هارون وارد شده ، سه بيت شعر سرود و هارون بيست هزار درهم به او داد و « فضل بن ربيع » كه در آنجا حاضر بود پنج هزار درهم بر آن افزود » . « 1 »
« ابراهيم بن مهدى » از ديگر كسانى بود كه از اين خوان به يغما گرد آمده ، بهرهمند شد . او ترانهاى ( اشعارى ) براى هارون خواند و يك ميليون درهم پاداش گرفت . « 2 »
هارون همچنين كنيزكى به قيمت هفتاد هزار درهم خريد و گوهرى به مبلغ دوازده هزار دينار خريده ، به او داد ، سپس سوگند ياد كرد كه آن كنيزك در آن روز هرچه بخواهد براى او تهيه كرده ، به دو خواهد داد . « 3 »
در برابر اين ولخرجىهاى خليفه ، بسيارى از مسلمانان در فلاكت ، محروميت و بينوايى روزگار مىگذراندند ، تا آنجا كه دو تن از قرشيان با اشاره به همين امر ، به هارون گفتند : « بلاهاى خانمانسوز ما را از پاى انداخت و مصيبتهاى روزگار دارايى ما را از دستمان ستاند » . « 4 »
وضعيت عامهء مسلمانان در آن عصر اينگونه بود ، اما كارگزاران و نزديكان خليفه ، از دهش و بخششهاى او بهرهمند بودند ، تا جايى كه دارايى
هامش
( 1 ) . الأغانى 4 / 67 .
( 2 ) . همان 10 / 99 .
( 3 ) . همان 1 / 342 - 343 .
( 4 ) . همان / 261 .