بدين ترتيب ، فقيهان شيفتهء دنيا و آرايههاى آن ، گام در راهى نهادند كه هوسها و تمايلات حاكمان ستمگر و منحرف را تأمين مىكردند و با فتواى ناحق و باطل خود ، راه هرگونه بىبندوبارى را بر خلفا هموار مىكردند . از ديگرسو مىبينيم كه فقيهان پيرو خط و مكتب اهلبيت عليهم السّلام بىباكانه با ستمگران و انحراف آنان در ستيز بوده و به همين دليل پيوسته تحت تعقيب آنان و عوامل آنان قرار داشتند .
عالمان و فقيهان وابسته به دربار هرگز از ايفاى رسالت [ ! ] خود باز نايستاده ، به نشر واژگونهء مفاهيم زهد و تصوف مىپرداختند تا مسلمانان را از عرصهء سياست و دخالت در آن يا اعتراض به موضعگيرى و دخل و تصرف حاكمان دور كنند .
سرانجام تلاش صادقانهء اين فقيهان دربارى كارساز شده ، مردم فراوانى را به انزوا كشاند و از عرصهء زندگى دور كرد ، بهگونهاى كه از فريضهء امر به معروف و نهى از منكر نيز دست كشيدند .
دستاندازى خليفه به بيت المال
خلفاى عباسى تمام مبانى نظام اقتصادى اسلام را كه بهطور صريح دارايى بيت المال را امانتى در دست حاكم مىدانست ، نه ملك خاص او و او را به قيود شرعى مقيد كرده بود ، ناديده گرفته ، به اموال مسلمانان دستاندازى كرده ، آن را هزينهء هوسهاى خود مىكردند . آنان به منظور تقويت پايههاى حكومت خود ، افرادى را با هزينههاى كلان زير چتر حمايت خود قرار مىدادند و خود در رفاه كامل بوده و زندگى اشرافى داشتند . خوانندگان ، كنيزكان و چاپلوسان ، از جمله كسانى بودند كه سهم بزرگى در بيت المال داشتند .