همانطور كه پيشتر گفته شد ، هارون اموال و هداياى زيادى به خوانندگان مىداد . او شيفتهء سه تن از كنيزكان آوازهخوان شده بود و از همينرو دربارهء آنان شعرى سرود كه در آن آمده است :
« آن سه دوشيزه ، اختيار مرا به دست گرفته ؛ و تمام قلب مرا به تسخير خود درآوردهاند .
چه مىبينم ! تمام خلق فرمانبردار من بوده ؛ و من فرمانبردار آن سه هستم ، اما ايشان نافرمانى من مىكنند .
اين [ وضع ] جز فرمانروايى هوا و هوس نبوده ؛ و آنان از همين راه در قدرت من رخنه و مرا مغلوب [ خويش ] كردهاند » . « 1 » « 2 »
در حالىكه هزاران جنگاور در جنگها و در دفاع از حريم و مرز سرزمينهاى اسلامى جان مىدادند ، اما هارون اندك اندوهى به خود راه نمىداد و چون خبر مرگ كنيزكى به نام « هيلانه » شنيد غرق اندوه شد ، در رثاى او چنين سرود :
« در سوگ او بايد گريهكنندگان بگريند ؛ و هم در اندوه او مرثيهها دلها را بسوزانند .
او با رفتنش دردى پايا براى من آفريده ؛ آن را به ارث براى من بر جاى گذارد » . « 3 » « 4 »
هامش
( 1 ) . الأغاني 16 / 345 و فوات الوفيات 4 / 226 .
( 2 ) .ملك الثلاث الآنسات عناني * و حللن من قلبي بكلّ مكان
مالي تطاوعني البرية كلها * و أطيعهن و هنّ في عصياني
ما ذاك إلّا أنّ سلطان الهوى * و به غلبت غرزن في عصيانى( 3 ) . همانجا .
( 4 ) .فلها تبكي البواكي * و لها تشجي المراثي
خلقت سقما طويلا * جعلت ذاك تراثي