اين داستان ، نمونهاى از بىشمار دسيسههايى است كه يحيى بن خالد برمكى به دستور و تحريك هارون الرشيد طراحى كرد تا اهداف دستگاه ستمكار عباسيان را جامهء عمل بپوشاند .
پس از اين زمينهسازىها بود كه شتابزده ، بهطور پنهانى و دور از چشم امت اسلامى ، امام كاظم عليه السّلام را بازداشت و زندانى كرد تا مبادا مسلمانان طرفدار امام عليه السّلام از محل زندانى بودن حضرت ، آگاه شوند .
دستگيرى امام كاظم عليه السّلام
پس از آنكه هارون الرشيد به زيارت قبر منور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفت و در آنجا با امام كاظم عليه السّلام برخورد كرد ، دستور داد تا امام عليه السّلام را دستگير كنند .
مأموران هارون ، امام عليه السّلام را كه بالاى سر جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حال نماز بود ، بدون اينكه اجازه دهند نماز خود را به پايان ببرد ، دستگير كرده ، غل و زنجير بر دست و پاى امام عليه السّلام گذاردند . امام كاظم عليه السّلام در آن حال ، دردمندانه خطاب به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله درد دل خود را چنين باز گفت : به محضر تو رسول خدا شكايت مىكنم . « 1 »
اين اقدام خليفه مورد نكوهش مردم قرار گرفته ، امت را در اين مصيبت ، اندوهزده كرده بود . دستاندركاران حكومتى از برآشفتن مردم هراسان شده ، ترسيدند كه مبادا دستگيرى امام عليه السّلام انگيزهاى شود تا مردم عليه حكومت و اركان آن قيام كنند . اين بود كه دو شتر آماده كرده ، يكى را به سمت بصره
هامش
نقل شده است ) ؛ الارشاد 2 / 237 ؛ طوسى الغيبة / 27 ؛ مناقب آل ابى طالب 4 / 332 ( او را على بن اسماعيل ) و 4 / 352 ( او را محمد بن اسماعلى خوانده است ) و بحار الانوار 48 / 239 حديث 48 ( به نقل از كشى ) .
( 1 ) . عيون الاخبار 1 / 85 حديث 10 .