و ديگرى را به سوى كوفه روانه كردند . بدين ترتيب مىخواستند مردم سردرگم شده و ندانند امام عليه السّلام در كدام يك از كجاوههاست و به كدام سو برده مىشود .
امام كاظم عليه السّلام در زندان بصره
« حسان سروى » ، « 1 » از مدينه تا بصره همراه امام عليه السّلام بود و از ايشان نگاهبانى مىكرد . در ميانهء راه « عبد اللّه بن مرحوم ازدى » ، به حضور امام عليه السّلام شرفياب شد . امام كاظم عليه السّلام نامهاى به عبد اللّه داد و از او خواست تا آن را به جانشين خود ، امام رضا عليه السّلام برساند و حضرت رضا عليه السّلام را به عنوان امام پس از خويش به عبد اللّه معرفى فرمود . سرانجام ، « 2 » كاروان حضرت ، پس از پيمودن بيابانها به بصره رسيد .
حسان ، امام عليه السّلام را به « عيسى بن ابى جعفر » سپرد و عيسى امام عليه السّلام را در يكى از اتاقهاى محبس زندانى كرد و دربهاى زندان را به روى او بست .
عيسى درهاى زندان را فقط به دو منظور بر روى امام عليه السّلام مىگشود ، براى قضاى حاجت و تجديد وضو و موقع رساندن غذا به امام عليه السّلام .
حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام از فرصت و فراغت به دست آمده بهترين استفاده را مىبرد . او روزها را روزه مىداشت و شبها را به نماز و عبادت و راز و نياز با حضرت احديت مىگذراند و پيشانى بر خاك بندگى مىساييد .
حضرت دمى از زندانى بودن خويش دلتنگى نمىكرد ، بلكه فرصت فراهم شده را برترين نعمتهاى الهى مىدانست و در دعاى خود به درگاه الهى
هامش
( 1 ) . همانجا .
( 2 ) . همان / 27 حديث 13 .