عرضه مىداشت : « أللّهم إنك تعلم أني كنت أسألك أن تفرغني لعبادتك ، أللّهم و قد فعلت ، فلك الحمد « 1 » ؛ بار خدايا ، تو مىدانى كه از حضرتت فراغتى مىخواستم تا تو را عبادت كنم . بار خدايا ، خواستهام را اجابت فرمودى ، پس سپاس تو راست ( تو را بر اين نعمت سپاس مىگويم ) » .
چون مردم از زندانى شدم امام عليه السّلام در بصره و از محل زندان باخبر شدند ، همگان از عالم و عامى به سوى زندان حركت كردند تا به هرطريقى كه شده هر چند مخفيانه با آن حضرت ديدار كنند . از ميان آن جمع « ياسين زيّات ضرير بصرى » توانست خود را به امام عليه السّلام برساند و از او حديث روايت كند . « 2 »
عيسى و مأموريت كشتن امام كاظم عليه السّلام
هارون الرشيد ، عيسى بن ابى جعفر ، زندانبان امام كاظم عليه السّلام را براى انجام مأموريت شوم و هولناك ؛ يعنى به شهادت رساندن امام كاظم عليه السّلام برگزيد و تصميم خود را به او رساند . چون دستور هارون به عيسى رسيد ، عيسى اجراى دستور را بس سخت و خود را در اجراى آن ناتوان ديد . او نزديكان و افراد مورد اعتماد خود را گرد آورده ، با آنان در مورد مأموريت خود مشورت كرد . آنان عيسى را از دستزدن به چنين جنايتى باز داشتند . عيسى نيز نظر آنان را پذيرفت و طى نامهاى ، از هارون خواست تا او را اين مأموريت معاف دارد .
هامش
( 1 ) . المناقب 4 / 343 .
( 2 ) . نجاشى / 453 ش 1227 .