سلام كردم و او پاسخ سلام مرا داد و گفت : اى موسى بن جعفر ، براى دو خليفه خراج آورده مىشود ؟
گفتم : اى امير مؤمنان ، تو را به خداوند پناه مىدهم از اينكه [ با آزار من ] گناه من و گناه خويش بر گردهگيرى و گفتار [ و سعايت ] باطل دشمنان ما را عليه ما بپذيرى ، زيرا مىدانى از زمانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ديدار حق شتافت بر ما خاندان ، دروغ بستند و تو از آنها آگاهى . اگر - به حرمت خويشاوندىات با پيامبر خدا - اجازه دهى حديثى براى تو بازگويم كه پدرم آن را از پدرانش شنيده و آنان از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كردهاند .
هارون گفت : اجازه مىدهم .
گفتم : پدرم از پدرانش از جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده است كه فرمود : هرگاه رحمى ( خويشاوندى ) به خويشاوند خود زيان برساند دستخوش آشفتگى و نابسامانى مىشود » .
آنگاه هارون الرشيد دربارهء برترى اهل بيت ( علويان ) بر بنى عباس از امام كاظم عليه السّلام پرسيد و امام عليه السّلام پس از آنكه از هارون امان خواست و هارون امان داد ، دلايل برترى علويان بر بنى عباس را گفت ، سپس هارون حضرت را مرخص كرد . « 1 »
گفتوگوى هارون الرشيد و امام كاظم عليه السّلام را در اين مجلس ، از زبان امام كاظم عليه السّلام و به روايت صدوق ( ره ) مىخوانيم :
« هارون الرشيد گفت : روزگارى است كه پرسشهايى در سينهام خلجان دارد كه و تا به حال آنها را با كسى در ميان نگذاشتهام . حال اگر پاسخ آنها را بدهى تو را آزاد مىگذارم و سعايت كسى را دربارهء تو نمىپذيرم . شنيدهام كه هرگز دروغ نگفتهاى ، پس در پاسخ به سؤال من راستى ورز .
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 81 حديث 9 ؛ بحار الانوار 48 / 125 ( به نقل از عيون اخبار الرضا 1 / 81 حديث 9 ) .