تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
من به او گفتم : اى امير مؤمنان ، تو به فرزندان مهاجران و انصار ، قرشيان ، بنىهاشم و كسانى كه حسب و نسب شناخته‌شده‌اى ندارند پنج هزار دينار و كمتر از آن مىدهى و به موسى بن جعفر دويست دينار ، كمترين صله را دادى ! هارون گفت : خاموش باش اى مادر مرده ، اگر درخور او به او عطا بكنم ، بيم آن دارم كه فردا او صد هزار تن از شيعيان و دوستان خود را با شمشيرهاى از نيام كشيده در برابر من قرار دهد . اگر او و خاندانش در فقر به سر برند من و شما سلامت خواهيم بود ، تا باز بودن دست و ديدگان آنان [ كه در اين صورت آرامش ما برهم مىخورد ] . « 1 » دوم : در اين بخش مواردى را برمىگزينيم كه به شيوه‌هاى برخورد هدفمند و دوگانهء هارون با امام كاظم عليه السّلام مىپردازد ؛ همان روش و شيوه‌اى كه هارون مىخواست با به كار بستن آن ، امام عليه السّلام را زمانى در تنگنا قرار داده و گاهى او را تحقير كند و درهم شكند تا به زعم خود شايد بتواند در ديدگان مردم ، حضرت را ناتوان ، شكست‌خورده و فاقد شايستگى جلوه دهد ، اما امام كاظم عليه السّلام با موضع‌گيرى قاطع خود در برابر هارون كه امام عليه السّلام را در تنگنا قرار داده و كوچك كردن او را مىخواست ، هميشه پيروز ميدان بود . در اين‌جا به مواردى از تعرض‌هاى هارون نسبت به امام عليه السّلام مىپردازيم : 1 . يكى از ابزارهايى كه هارون به كار مىگرفت تا از اين رهگذر امام عليه السّلام را بترساند و تضعيف كند متهم كردن او به جمع‌آورى خراج بود و اين از نظر دستگاه خلافت ، حركتى سياسى و ممنوع به شمار مىرفت . خود امام كاظم عليه السّلام دربارهء اين اتهام مىگويد : « زمانى كه مرا بر هارون الرشيد وارد كردند ، بر او
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 88 حديث 11 ؛ بحار الانوار 48 / 129 حديث 4 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 167 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى