من پرسيدم اين مرد كه بود . گفتند اين جعفر بن محمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام بود « 1 » .
فعاليّت سوّم : اين فعّاليّت امام صادق عليه السّلام ارتباط برقرار كردن با شيعيان در اين شرايط سخت و روشهايى بود كه براى ارتباط با شيعيان به كار مىگرفت .
ما در بحثهاى سابق ذكر كرديم كه امام صادق عليه السّلام اصول اسلامى و كارهاى اصلاحى خود را در دل و جان شيعيانش به صورت ملكه درمىآورد .
مانند اصول تقيّه ، كتمان سرّ ، رابطه با نهضت حسينى و غيره . تا اينكه اين اصول و فعاليّتها وجود شيعه را از ضربات و برنامهريزىهاى دشمنان حفظ كند .
روايتى كه از پى مىآيد براى ما فعّاليّت سرّى امام را با اصحابش در اين زمان تصوير مىكند .
روايت شده است كه وليد بن صبيح گفته : شبى در نزد امام صادق عليه السّلام بوديم كه ديديم در خانه به صدا درآمد . امام صادق عليه السّلام به كنيز خود فرمودند ببين چه كسى پشت در است ؟ كنيز بيرون رفت و باز آمد و گفت : عموى شما عبد اللّه بن على است . حضرت فرمودند او را داخل كن و به ما گفتند داخل اطاق ديگر شويد . ما داخل اطاق شديم و در آن اطاق تاريك احساس كرديم كس ديگرى نيز در آن اطاق هست و گمان كرديم كه شايد يكى از زنان آن حضرت باشد ، لذا به يكديگر چسبيديم . هنگامى كه عبد اللّه بن على داخل شد ، رو به امام صادق عليه السّلام كرد و از گفتن حرفهاى زشت نسبت به امام صادق عليه السّلام فروگذار نكرد . سپس او بيرون رفت و ما نيز از آن اطاق بيرون آمديم . امام صادق عليه السّلام حديث خود را از همانجا كه قطع كرده بود با ما از سر گرفت .
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسى 66 ، بحار الانوار 47 / 165 ، حلية الابرار 2 / 215 .