تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
بود ؟ » همگى گفتيم : پسر شما اسماعيل بود . امام صادق عليه السّلام فرمودند : « خداوندا شاهد باش » . سپس دست پسرش موسى را گرفت و فرمود : او حقّ است و حقّ با او و از او است . تا اينكه خداوند زمين را و آنچه بر آن است به ميراث گيرد « 1 » . 2 . عنبسهء عابد گويد : هنگامى كه اسماعيل پسر جعفر بن محمّد عليه السّلام از دنيا رفت و ما از كار جنازهء او فارغ شديم ، امام صادق عليه السّلام نشسته و ما هم در دور آن حضرت نشستيم . آن حضرت سر به زير داشتند . سپس سر برداشته و فرمودند : اى مردم ، اين دنيا محلّ جدايى است و بناى كار اين دنيا بر پيچيدگى است نه بر راه راست و مستقيم ، علاوه بر اينكه جدايى از اشخاصى كه با آنان انس داريم سوزشى است كه درمان پيدا نمىكند و آتشى است كه خاموش نمىشود ، امّا برترى مردمان بر يكديگر به رفتار نيكو و انديشهء درست است ، پس هركه در مرگ برادر به عزا ننشيند برادرش روزى به عزايش خواهد نشست و هر پدرى كه داغ فرزند نبيند فرزندش روزى داغ او را خواهد ديد . سپس امام صادق عليه السّلام به شعر ابى خراش هذلى در مرگ برادرش تمثّل فرمودند : « مادر ، گمان مدار كه من او را فراموش كرده‌ام . نه چنين است ، بلكه صبرم در فراغ او صبرى نيكو است » « 2 » . 3 . اسحاق بن عمّار گويد : برادرم اسماعيل دين و اعتقاد خود را به نزد امام
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب 1 / 327 به نقل از صدوق و به نقل از آن بحار الانوار 47 / 253 . ( 2 ) . كمال الدّين 72 - 73 ، امالى صدوق 197 و به نقل از آن دو در بحار الانوار 47 / 245 .و لا تحسبي أني تناسيت عهده * و لكن صبري يا أميم جميل