عبد اللّه بن حسن فرمودند : اى ابا محمّد شب را چگونه گذراندى . عبد اللّه گفت :
خوب ( امّا اين كلام را با حالت غضب ادا كرد ) . امام صادق عليه السّلام فرمودند : « اى ابا محمّد آيا نمىدانى كه صلهء رحم حساب روز قيامت را بر انسان آسان مىكند ؟ » ! سپس اين آيهء شريف قرآن را تلاوت فرمودند :
وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ
؛ و آنان كه آنچه را خدا به پيوستنش فرمان داده مىپيوندند و از پروردگارشان مىترسند و از سختى حساب بيم دارند . عبد اللّه گفت : از اين به بعد شما مرا قطعكنندهء رحم نخواهى يافت « 1 » .
آن حضرت با تمام خويشاوندان خود رابطه برقرار مىكرد و براى آنان خيرخواهى مىنمود ، همچنانكه مستمندان را در شب به صورت ناشناس يارى و كمك مالى مىفرمود .
هشام بن حكم رحمه اللّه گويد : امام صادق عليه السّلام وقتى كه شب فرا مىرسيد و پاسى از شب مىگذشت ، كيسهاى كه در آن نان و گوشت و پول بود برمىداشت و آن را بر گردن خود حمل مىكرد و به سمت حاجتمندان مدينه مىرفت و در حالى كه آنان آن حضرت را نمىشناختند ، آنها را بينشان تقسيم مىكرد و تا زمان عروج امام صادق عليه السّلام بهسوى خداوند تعالى آنان آورندهء آن كمكها را نمىشناختند « 2 » .
مصادف گويد : همراه امام صادق عليه السّلام بين مكّه و مدينه بوديم . ناگهان مردى را ديديم كه كنار تنهء درختى افتاده بود . امام صادق عليه السّلام فرمودند : « بيا به طرف اين مرد برويم . من بيم آن دارم كه از تشنگى به اين حالت افتاده باشد . » ما به سمت آن مرد رفتيم . ديديم مردى از نصارى با موهايى بلند آنجا افتاده است . امام عليه السّلام به او
هامش
( 1 ) . كشف الغمّه 2 / 375 به نقل از جنابذى ، و به نقل از آن در بحار الانوار 47 / 274 .
( 2 ) . بحار الانوار 47 / 38 به نقل از فروع كافى 4 / 8 .