به شكايت بردن نزد حكّام جور منتهى شود . كارى كه آن حضرت بسيار از آن نهى مىفرمودند .
سعيد بن بيان گويد : در حالىكه من و يكى از خويشاوندانم در مسألهء ميراث باهم اختلاف داشتيم ، مفضّل بن عمر از اصحاب امام صادق عليه السّلام بر ما گذشت . او مدّتى در نزد ما توقّف كرد و سپس به ما گفت به منزل من بياييد . ما به منزل او رفتيم و او با چهارصد درهم ، كه از پول خود به ما داد ، ميان ما آشتى ايجاد كرد و از هركدام از ما قول گرفت كه با طرف مقابل دعوا را خاتمه بدهد .
مفضّل گويد : امّا آن پول از مال خودم نبود . بلكه امام صادق عليه السّلام به من دستور داده بود اگر ديديم دو نفر از شيعيان ما دربارهء مسائل مادّى باهم درگيرى پيدا كردهاند ، بين آنها را اصلاح كنيم و از مال آن حضرت به آنها بپردازيم . اين چهارصد درهم از مال امام صادق عليه السّلام بوده است « 1 » .
اين روش گامى عملى در تقويت آن دستور سابق بوده است كه مردم را از شكايت بردن به حكّام جور منع مىكرده است .
آن حضرت مردم را بر صلهء رحم بسيار تشويق مىنمودهاند . از ديگر روشهاى نيكو و مكارم اخلاقى آن حضرت اين بود كه هركس با آن حضرت قطع رابطه مىكرد آن حضرت با او ارتباط برقرار مىكرد و هركس را كه به آن حضرت بدى روا مىداشت ، به سرعت مىبخشيد . چنان كه در روايت آمده است كه بين امام عليه السّلام و بين عبد اللّه بن حسن سخنى درگرفت . عبد اللّه بن حسن در كلام خود با امام صادق عليه السّلام تندى كرد . سپس هردو از هم جدا شده و به مسجد رفتند . آنان دم در مسجد با يكديگر برخورد كردند . امام صادق عليه السّلام به
هامش
( 1 ) . اصول كافى 2 / 209 .