حميد بن مسلم مىگويد : به خدا سوگند ! هرگز كسى را مانند حسين نديده بودم كه در محاصرهء انبوه دشمن قرار گيرد و فرزندان و اعضاى خاندان و يارانش همه كشته شده باشند و او همچنان قهرمانانه و بيباك ، بر قلب دشمن بتازد . هرگاه پيادهنظام دشمن بر حضرت يورش مىبرد ، امام به گونهاى بر آنان حملهور مىشد كه دشمن از چپ و راستش نظير گلهء بزغالهاى كه از حملهء گرگ بگريزند ، پا به فرار مىگذاشتند . « 1 »
وقتى سپاه دشمن از رويارويى با آن بزرگوار عاجز و درمانده شد ، به شيوهء بزدلان ترسو متوسل شدند ، شمر سوارهنظام لشكر را فراخواند تا پشت سر پيادهنظام قرار گرفتند و به تيراندازان فرمان داد حسين عليه السّلام را آماج تيرهاى خود قرار دهند و آنان نيز چنين كردند ، به نحوى كه جسم شريف آن حضرت از پيكانهاى تير ، گويى پر درآورده بود ، حضرت از حركت بازايستاد و دشمنان در مقابلش صف كشيدند ، خواهرش زينب تا در خيمه بيرون آمد و بر عمر سعد فرياد زد و گفت : عمر ! واى بر تو ! ابا عبد اللّه كشته مىشود و تو تماشا مىكنى ؟ عمر به دو پاسخى نداد ، زينب بار ديگر فرياد زد : واى بر شما ! آيا ميان شما حتى يك مسلمان نيست ؟ كسى به او پاسخ نداد . شمر به نيروهاى سواره و پيادهء تحت فرمانش فرياد زد و گفت : واى بر شما ! منتظر چه هستيد ؟ مادرانتان به عزايتان بنشينند . سربازان يكباره از هرسو بر وجود مقدس ابا عبد اللّه الحسين حملهور شدند .
زرعة بن شريك با ضربتى بر كتف چپ حضرت ، آن را قطع نمود و ديگرى ضربهاى بر سر مباركش فرود آورد كه در اثر آن به صورت ، روى زمين
هامش
( 1 ) . ارشاد 2 / 111 ، اعلام الورى 1 / 468 .