يابد ، حسين عليه السّلام فرمود : « خدايا ! او را همواره تشنهكام بدار » مرد دارمى خشمگين شد و با پرتاب تيرى به سوى امام ، گلوى مبارك حضرت را هدف قرار داد ، امام عليه السّلام تير را از گلوى خود خارج ساخت و دستان مباركش را زير گلو نگاهداشت پر از خون كه شد آنها را به آسمان پاشيد و عرضه داشت :
« خدايا ! از رفتارى كه اين مردم با پسر دختر پيامبرت انجام مىدهند نزدت شكايت مىآورم » و سپس با تشنگى طاقتفرسا به جايگاه خويش بازگشت و دشمن ، وجود مقدس عباس را به محاصره درآورده و بين او و امام فاصله انداختند ، وى يكتنه با آنان به نبرد پرداخت تا اينكه به فيض شهادت نائل آمد . « 1 »
امام حسين عليه السّلام با نگاهى به اطراف خود ، به آخرين نقطهء ميدان نگريست ، همهء ياران و اعضاى خاندانش را در درياى خون شناور ديد و پيكرهاى پاك قطعهقطعهشدهء آنان روى زمين افتاده بود .
بدين ترتيب ، امام عليه السّلام كه شمشير رسول خدا را حمايل و قلب على را در سينه و پرچم سفيد حق را در دست و كلمهء تقوا را بر زبان جارى داشت ، ميان انبوه دشمن ، يكه و تنها ماند .
حسين تنها در ميدان
وقتى ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام به اينسو و آنسو نگريست و كسى را نيافت تا از حرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حمايت و پشتيبانى كند با صداى بلند فرمود : « آيا كسى هست از ما حمايت كند ؟ » امام زين العابدين عليه السّلام با حالت بيمارى كه قادر بر حمل
هامش
( 1 ) . ارشاد 2 / 109 .