در فتح « شاهرتا » برخى از غلامان و بردگان مسلمانان ، براى مردم مدينه اماننامه دادند ، ولى مسلمانان پذيرا نشدند و سرانجام قضيه را با عمر بن خطاب در ميان گذاشتند ، وى نوشت : « بردهء مسلمان از مسلمانان بهشمار آمده و اماننامهء او نيز مانند اماننامهء مسلمانان است . راوى مىگويد : با اين نوشتهء عمر غنايمى را كه در آستانهء دستيابى به آنها بوديم ، از كف داديم . . . » « 1 »
آنچه را خالد بن وليد در عبارت قبل بر زبان آورده ، همهء واقعيّت نيست زيرا اموالى كه به طبقهء مستضعف سربازان مىرسيد بسيار اندك بود و سدّ جوع آنان را نمىكرد و فوق العاده محدود بوده و به سرعت پايان مىيافت در صورتى كه اين طبقه ، توان و نيروى اصلى ماشين جنگ را تشكيل مىدادند .
بنابراين ، در بيشتر فتوحات ياد شده جنگ و نبرد مشخصا در جهت دستيابى به غنايم و اموال صورت مىپذيرفت .
ب - فرمانروايان در مسير تأمين خواستههاى جوانان و فرونشاندن غرورشان ، از آن فتوحات بهره مىگرفتند ، زيرا درصدد بودند آنان را براى رسيدن به منصبهاى بالا شايستگى لازم بخشيده و شخصيت آنها را ظاهر سازند . از اينرو ، معاويه پسرش يزيد را به فرماندهى سپاهى براى حمله به برخى مناطق ، مجبور مىساخت . « 2 »
ج - حاكمان ، از فتوحات و كشورگشايىها در جهت دور ساختن اعتراض كنندگان به سياستهاى خود و ناراضيان از عملكردشان ، استفاده مىكردند به عنوان مثال : وقتى موج نارضايتى مردم از عثمان بالا گرفت برخى از كارگزاران و مشاورانش از جمله : معاويه ، عمرو عاص و عبد الله بن عامر « 3 » را فراخواند
هامش
( 1 ) . المصنف 5 / 222 ، 223 .
( 2 ) . المحاسن و المساوى 2 / 222 .
( 3 ) . قابل ملاحظه است كه افراد يادشده به استثناى عمرو عاص كه در آن زمان بر كنار شده بود ، همه از كارگزاران عثمان بهشمار مىآمدند .