و فرزند زبير در آن حضور داشتند و همگى در سال 26 هجرى به همراه عبد الله بن ابى سرح بدان سامان گسيل شدند . « 1 »
ادعاى شركت حسنين عليهما السّلام در جنگها و فتوحات - به دلايلى كه برمىشمريم - مورد بحث و مناقشه قرار گرفته است .
الف - فتوحاتى كه در آن دوران انجام مىپذيرفت بهطور عموم در جهت منافع و الا و ارزشمند اسلام انجام نمىگرفت ؛ زيرا حكّام و فرمانروايان از آن فتوحات در مسير رسيدن به اهداف و خواستهها و فرونشاندن آتش غرورشان ، بهره مىبردند و در حقيقت فتوحات اسلامى با غنايم و گسترش نفوذى كه درپى داشت سبب خرسندى و شعف آنان مىشد . آيين مقدس اسلام از ديدگاه برخى حكام و فرمانروايان جز شعارى كه آن را در خدمت سلطنت و حكومت و سبب تقويت آن مىدانستند ، معناى ديگرى نداشت .
در جهت توجه و اهتمام فرمانروايان و هوادارانشان و كليهء كسانى كه به آنان منسوب بودند ، به گردآورى اموال و دارايى و دستيابى به غنايم به حق يا ناحق ، مىتوانيم شواهد و ادلهء فراوانى ارائه دهيم ، ولى تنها به اين فراز بسنده مىكنيم كه : وقتى زياد ، حكم بن عمر غفارى را به خراسان گسيل داشت وى و همراهانش در آن سامان به غنايم فراوانى دست يافتند ، زياد طى نامهاى به حكم نوشت . اما بعد ؛ امير المؤمنين ( معاويه ) با نوشتن نامه به تو خواسته است كه سيم و زر غنيمتى را نزد وى بفرستى و از تقسيم آنها ميان مسلمانان خوددارى كنى ، حكم از انجام اين فرمان سر باز زد ، و آنها را بين مسلمانان تقسيم كرد معاويه فردى را براى گوشمالى وى اعزام كرد و او را به بند كشيد و
هامش
( 1 ) . العبر ( تاريخ ابن خلدون ) 1 / 128 .