تا براى رويارويى با اعتراض مردم در قبال سياستهاى خود و درخواست مردم مبنى بر عزل و بركنارى كارگزاران « 1 » وى و جايگزينى افرادى شايستهتر ، با آنان به مشورت بپردازد ، عبد الله بن عامر با چنين پيشنهادى به وى ، اظهار داشت : « اى امير المؤمنين ! به نظر من شما مردم را به جهاد فرمان بده تا مردم را به خود مشغول سازد و آنها را همچنان در مناطق جنگى نگاهدارد تا تسليم تو شده و تنها در انديشهء خود و اداره كردن اسب خويش و گرفتن شپش سرشان باشند . . . »
در نقلى ديگر مىافزايد : « عثمان كارگزارانش را به سر كارهايشان بازگرداند و دستور داد كارگزاران قبلى را در تنگنا قرار دهند و مردم را در جمع گروههاى اعزامى در ديار دشمن نگاهدارند و تصميم گرفت پرداختى آنان را تحريم كند تا از او فرمان برده و به دو نيازمند گردند . » « 2 »
د - جهاد ابتدايى بايد با اجازهء پيشواى عادل صورت گيرد « 3 » و پيشوايان حق در آن زمان ، شركت جستن در چنين جنگهايى را نه تنها به مصلحت نمىديدند بلكه آنها را سودمند نيز تلقّى نمىكردند . روايت شده : امام صادق عليه السّلام به عبد الملك بن عمرو ، فرمود : عبد الملك ! چرا به مناطقى كه همشهريانت يورش بردهاند لشكركشى نمىكنى ؟
مىگويد : عرض كردم : منظورتان كدام مناطق است ؟
حضرت فرمود : حده ، آبادان ، مصيصه و قزوين .
عرضه داشتم : در انتظار دستور شماييم تا از شما پيروى نماييم .
هامش
( 1 ) . جالب است بدانيم كه عثمان دقيقا همان كسى را كه مردم خواستار بر كنارى آنها بودند ، طرف مشورت خويش قرار داد .
( 2 ) . تاريخ طبرى 3 / 373 - 374 .
( 3 ) . وسائل 11 / 32 به بعد ، كافى 5 / 20 .