درازا مىكشد و بر تو از اين قوم رفت ، آنچه را كه مىبينى . پس با ياد كردن گذرايى دنيا [ اندوه ] آن را از خود وانه و سختى آن را به اميد مابعدش ( سراى آرامش و امان ) ناديده بگير و بردبارى پيشه كن تا در روز رستخيز به هنگام ديدن پيامبرت ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله او را از خويشتن خشنود بيابى . « 1 »
اين سخنان را امام حسن عليه السّلام زمانى بر زبان آورد كه به اتفاق پدر و برادر و عمويش عقيل و پسر عمويش عبد الله بن جعفر و ابن عباس ، در بدرقهء ابو ذر صحابى جليل القدرى كه در راه خدا و حق ، جهاد و مبارزه كرد و آن همه ستم و بيداد و اهانت و رنج و مصيبت را به جان خريد تا سرانجام تنها و غريب در تبعيدگاهش « ربذه » به ديدار معبود شتافت ، شركت جسته بود .
سخنان امام حاكى از موضعگيرى ژرف آن حضرت در قبال اعمال نارواى خط حاكم بهشمار مىآيد . وى با اين سخنان در اجراى اهدافى كه ابو ذر آنها را دنبال مىكرد ، تشريك مساعى داشت . زيرا ناگزير مىبايست فريادى سر داده شود تا امّت مسلمان را از خواب غفلت بيدار كرده و آنان را به حقيقت ماجرا و رخدادها آگاه سازد و بدانان بفهماند كه حاكم و فرمانروا براى هميشه معاف و بر كنار از مؤاخذه و توبيخ نبوده و فراتر از قانون نخواهد بود . بلكه پشتيبان و مدافع قانون است . بنابراين ، اگر حاكمى اسير نفس خود شد تا هرگونه مخالفتى را انجام داده و يا با استفاده از نقش محورى خود ، آن را در خدمت هواى نفس و منافع شخصى خويش قرار دهد ، هريك از آحاد مسلمانان مىتواند بلكه بر او واجب است آشكارا سخن حق را بر زبان آورد و در رفع ستم و بيداد و انحراف بكوشد .
از سويى ، اگر شرايط آن زمان به امير مؤمنان و حسنين عليهم السّلام و پيروان آنها
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 8 / 253 ، الغدير 8 / 301 ، روضهء كافى 8 / 207 .