كه با تسلط حاكمانى از اين قبيل ، حكومت اسلامى را فرا گرفته بود ، براى مسلمانان پرده برداشت ، حكّامى كه از ريشه ، داراى انحراف بوده و تحت تأثير رسومات جاهلى خويش قرار داشتند و اسلام از ديدگاه آنان وسيلهء تسلط بر مردم و جبران كمبودهاى شخصيتى تلقى مىشد كه بر ايشان مقدر شده بود زيرا بار سنگين ناخوشايند آن بىمانند تلقى مىشد .
امام حسن عليه السّلام با اين كار ثابت كرد كه همواره بر موضع استوار خويش كه مبارزهاش با جاهليّت اموى را از آنجا آغاز كرده بود ، باقى است . هرچند شرايط دشوار و رنجآورش او را واداشت ، شمشير در نيام كند و مرحلهء جنگ را پشتسر بنهد ، زيرا امكان نداشت فرياد حقطلبانهاى كه گوش باطلگرايان را كر ساخته بود ، ميان انبوهى از ياوهگويىهاى انحرافآميز دشمنان به وادى نابودى سپرد .
بدينترتيب ، امام عليه السّلام در مسير پيشبرد آئين الهى - كه ادامهء حركت جدش پيامبر عظيم الشأن بود - گام برداشت و حفظ و حراست از اصول و مبانى اصيلى كه رسالت الهى در خصوص آن آمده بود ، بر عهدهء آن حضرت قرار داشت تا نام و ياد خدا در سراسر گيتى طنينافكن شود .
مبحث چهارم ( سرنوشت مواد پيماننامه و شهادت امام حسن عليه السّلام )
پيمانشكنى معاويه
همانگونه كه گذشت در نخستين بند قرارداد صلح آمده بود كه امام عليه السّلام خلافت را به معاويه واگذارد مشروط به اينكه طبق كتاب الهى و سنّت نبى اكرم و شيوه خلفاى شايسته عمل نمايد .
امام عليه السّلام با اينكه از ناحيهء ياران وفادارش به شدت تحت فشار قرار