آخرين بند قرارداد كه از همه دقيقتر و داراى حساسيّت بيشترى بود ، باقى ماند و اگر معاويه نسبت به اين بند قرارداد تخطّى مىكرد صريحا به مبارزه با قرآن برخاسته و مستقيما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله اعلان جنگ مىكرد . از اينرو ، بر اين قضيه هشت سال صبر و تحمل كرد و پس از لبريز شدن جام صبرش ، ماهيت اموىاش كه حقيقتا او را فرزند ابو سفيان قلمداد مىكرد ، وى را تحريك كرد و دست به جنايتى زد كه مردم را در مورد جنايات قبل از آن به فراموشى واداشت . اين عمل ننگين نخستين خوارى و ذلت وارد بر عرب به شمار آمده ، و طبيعتا دورترين بند قرارداد از خيانتى تلقى مىشد خيانتى كه شرايط و اوضاع و احوال حاكم بر آن ، اين بند را شايستهتر به رعايت مىساخت . اين عمل پس از خلع سلاح و ملتزم ساختن دشمن جهت وفاى به عهد ، شرارتبارترين جنايتى بود كه در تاريخ سراسر جرم معاويه ، انجام پذيرفت .
توطئهء معاويه بر ضد امام عليه السّلام
معاويه كوشيده بود خلافت را سلطنتى فسادانگيز قرار داده و ميان فرزندانش به ميراث نهد . وى تمام تلاش خود را به كار گرفت و اموال هنگفتى را در اين راستا هزينه كرد ولى احساس كرد به خواستهاش نخواهد رسيد ، زيرا حسن بن على عليه السّلام در قيد حيات بوده و مسلمانان در انتظار حكومت دادگر و الطاف گسترده اويند از اينرو ، تصميم به ترور امام مجتبى عليه السّلام گرفت ، به همان ترتيبى كه قبلا مالك اشتر ، سعد بن ابى وقاص و ديگران را از سر راه برداشته بود .
معاويه در زمان حضور امام عليه السّلام در دمشق ، چندين بار زهر كشندهاى نزد