اختيار توست آن را به هركجا خواهى ببر . ماليات هريك از شهرهاى عراق را انتخاب كنى ، پشتوانهء هزينه زندگى تو خواهد بود كه نمايندهات آن را ستانده و هر سال نزد تو خواهد آورد . كسى حق اهانت به تو ندارد ، و بدون مشورت تو كارى انجام نخواهد پذيرفت و در هر كارى كه با انجام آن در پى اطاعت خدا باشى ، نافرمانى تو نخواهد شد . . . « 1 »
در اين نامه به روشنى به تصوير كشده شده كه مقام خلافت مقدس الهى از ديدگاه معاويه كالاى قابل خريدارى است كه بهاى آن را از بيت المال مىپردازد نه از اموال مخصوص معاويه و در آن تأكيد شده كه از فرمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله تخطى كرده و پا فراتر نهاده است . زيرا خداوند به پيامبر خود دستور داد پيشوايان اهل بيت عليهم السّلام را جانشين خويش گردانده و پس از خود به پيشوايى مردم منصوب نمايد .
5 . حركت معاويه به عراق و موضع امام عليه السّلام
معاويه به بسيج لشكريان خود پرداخت و طى نامههايى به كارگزارانش از آنان خواست در جنگ با عراق وى را همراهى كنند . وى در يكى از نامههايش به كارگزاران خود يادآور شد كه بزرگان و سران كوفه با نامهنگارى به وى ، براى خود و عشاير نواحى خويش از او درخواست اماننامه كردهاند . اگر اين مطلب صحيح باشد ، مىتوان آن را نخستين حركت ناجوانمردانهاى كه در آن كوفيان دست از يارى امام حسن عليه السّلام برداشتند ، دانست .
در بخشى از نامهاى كه معاويه آن را به يك مضمون براى همهء كارگزاران و
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه از ابن ابى الحديد 4 / 13 .