وقتى آن بزرگوار به شهادت رسيد ، مسلمانان پس از او مرا به خلافت برگزيدند ، از خدا مسألت دارم در اين دنياى گذران چيزى به من نبخشد كه روز رستاخيز ، در پيش گاه حق ، از رحمت و كرامتش بكاهد . ( اى معاويه ) ! اين نامه را بدان جهت برايت مىنويسم كه بين من و خدا ، عذرى دربارهء تو باقى نماند و بر تو اتمام حجت شود اگر پذيراى حق شوى بهرهاى فراوان خواهى برد . به مصلحت مسلمانان كوشيدهاى .
بنابراين ، دست از ستمكارى هميشگىات بردار و مانند ساير مسلمانان با من دست بيعت بده ، تو خود مىدانى كه من در پيشگاه خدا و نزد هر مسلمان خداجويى ، از همه به خلافت سزاوارترم . از خدا پروا كن و از سركشى دست بردار و خون مسلمانان را حفظ كن . به خدا سوگند ! همين اندازه [ كه بار خود را سنگين كردهاى ] براى حضور در پيشگاه خداوند تو را بس است ، ديگر با دستان آغشته به خون آنان به ديدار خدا رفتن خيرى بيش از پاداش خونريزىات نصيب تو نخواهد كرد ( كار خود را نزد خداوند چنان دشوار كردهاى كه راه گريزى از كيفر حضرتش ندارى ) .
به اطاعت درآى و تسليم شو و با حقجويان و آنانكه از تو به خلافت شايستهترند ، ستيزه مكن تا خداوند آتش جنگ را فرو نشاد و مسلمانان را يكدل و يكپارچه و ميانشان صلح و اشتى برقرار سازد . اگر در سركشىات همچنان پافشارى داشته باشى ، به همراه مسلمانان آهنگ تو خواهم كرد و به محاكمهات خواهم كشاند ، تا خدايى كه برترين داورهاست ، ميان ما داورى نمايد . « 1 »
در پاسخ معاويه به نامهء امام چنين آمده است :
« . . . توبه خوبى آگاهى كه قلمرو حكومت من از تو بيشتر و تجربهام در كار اين مردم افزونتر است ؛ در سن ، از تو بزرگترم و تو در آنچه از من درخواست كردى سزاوارترى كه به من پاسخ مثبت دهى . بنابراين ، به اطاعت من گردن بنه پس از من خلافت از آن توست . از بيت المال عراق هر مبلغ كه بخواهى در
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيين 56 - 55 .