كه حجت و دليل آنها بر كسانى كه بر سر خلافت با آنان به مخالفت برخيزند ، قوىتر است از اينرو ، به دعوتشان پاسخ مثبت داده و زمام امور را به آنان سپردند .
پس از آن ما نيز ، به همان دليل كه قريش بر اعراب اتمام حجت كرد ، استناد جستيم ولى آنان همانند اعراب نسبت به ما ، انصاف را رعايت نكردند . قريش به دليل خويشاوندى با پيامبر ، امر خلافت را از اعراب گرفتند ، ولى آنگاه كه ما اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و دوستداران او ، با قريش به احتجاج پرداختيم و از آنان خواستيم با ما از در انصاف درآيند ، ما را از حقمان دور ساختند و همگى بر جور و ستم و دشمنى و به تنگنا كشاندن ما با يكديگر همدست شدند . ولى ميعاد ما ، پيشگاه الهى است كه دوست و ياور ماست .
جاى بسى شگفتى است كه گروهى هرچند داراى فضيلت و سابقه در اسلام ، بر ما بتازند و حق ما و خلافت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله را از ما بستانند ، ولى ما از بيم اينكه مبادا منافقان و احزاب فرصتى يافته و بر پيكر اسلام رخنهاى ايجاد كنند و به اين بهانه دست به تبهكارى بزنند ، از اختلاف و ستيز با آنان دست برداشتيم .
اى معاويه ! براى همه شگفتآور است كه تو در پى چنگ انداختن به مقامى هستى كه هرگز شايستهء آن نيستى ، نه در دين فضيلتى شناخته شده دارى و نه از خود اثر سودمندى به جاى نهادهاى . تو از همان دار و دستهء احزاب و فرزند سرسختترين دشمن رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و قرآن به شمار مىآيى . خداوند تو را حسابرسى خواهد كرد . به زودى خواهى مرد و پى خواهى برد كه سرانجام نيك از آن كيست . به خدا سوگند ! به زودى خداى خويش را ديدار مىكنى و خداوند كيفر كردارت را خواهد داد و خدا نسبت به بندگانش ستمكار نيست .
درود و رحمت خدا بر على عليه السّلام در آن روز كه روح پاكش به جنان پر كشيد و روزى كه خداوند با پذيرش اسلام بر او منت نهاد ، و آن روز كه ديگربار زنده مىشود .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: منذر حكيم
ص١٧١