تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
7 . پسرم ! بدان هيچ‌كس از خدا آن‌گونه كه پيامبر ما خبر داده ، اطلاع نداده است . بنابراين ، به او خشنود شو تا پيشوا و رهنمونگر تو به سوى نجات و رهايى باشد كه من از نصيحت به تو كوتاهى نكردم و تو در انديشه‌ات براى خود - هرچند بكوشى - به مقدارى كه من در حق تو مىانديشم ، نخواهى رسيد . 8 . پسرم ! بدان اگر پروردگارت شريكى داشت ، فرستادگان آن شريك به سويت مىآمدند و آثار ملك و پادشاهى او را مشاهده مىكردى و كارها و صفاتش را مىشناختى امّا او خدايى يگانه و بىهمتاست ، همان‌گونه كه خويشتن را وصف نموده است . كسى در قلمرو حكومتش بر ضدّ او وجود ندارد ، همواره هست و هميشه بوده است . خدايى كه اوّل است پيش از هر چيز ، بىآن‌كه او را اوليّتى باشد و آخر است پس از هرچيز ، بىآن‌كه از نهايتى برخوردار باشد . بزرگ‌تر از آن است كه ربوبيّتش را دلى يا ديده‌اى فراگيرد . 9 . اكنون كه بر اين حقيقت آگاه شدى چنان عمل نما كه فردى نظير تو كه از منزلتى كوچك و نيرويى اندك برخوردارى و ناتوانىات بسيار و نيازت به پروردگارت زياد است . در اطاعت او و ترس از عذاب و هراس از خشم او ، عمل مىكند زيرا خداوند تو را تنها به نيكى فرمان داد و تنها از زشتىها ، نهى كرده است . 10 . پسرم ! خود را ميزان ميان ديگران قرار ده ، آن‌چه را براى خود مىپسندى براى ديگران نيز بپسند و آن‌چه را براى خود مىپسندى براى ديگران نيز مپسند همان‌گونه كه دوست ندارى به تو ستم روا شود تو نيز به ديگران ستم روا مدار و همان‌گونه كه مىخواهى به تو نيكى شود تو نيز به ديگران نيكى كن ، كارى را كه از ديگران زشت مىشمارى از خود نيز زشت شمار . از مردم براى خود به همان خشنود باش كه از خود در حق آنان خشنود هستى . آن چه را نمىدانى مگو ، هرچند دانسته‌هايت اندك باشد و آن‌چه را نمىپسندى درباره‌ات بگويند تو نيز در حق ديگران مگو .