مورد درخواست قرار گرفته بود بر عدم پذيرش بيعت پافشارى داشت . مردم براى قانع ساختن امام عليه السّلام به مالك اشتر كه در رأس هيئت نمايندگى كوفه قرار داشت متوسل شدند وى به امام عرضه داشت : دست مباركتان را بدهيد تا با شما بيعت نماييم ، حضرت پذيرا نشد ، مالك بر خواستهاش اصرار ورزيد و امام را در صورتى كه همچنان بر موضعش باقى بماند به وجود آشوب و فتنه هشدار داد و پيوسته بر آن تأكيد نمود تا سرانجام حضرت را قانع نمود و بدين ترتيب ، سران و بزرگان با امام عليه السّلام دست بيعت دادند و سپس مردم از هر سو به حضرت روآورده و با او بيعت كردند . آنگاه زبير بپاخاست و حمد و ثناى خدا را بهجا آورد و گفت : مردم ! خداوند به داورى شورا براى شما راضى بود ولى شورا كه متلاشى گشت به مشورت پرداخته و به رهبرى على راضى شديم بنابراين ، همه با او بيعت نماييد . « 1 »
در كتاب « الامامة و السياسه » از ابو ثور منقول است كه گفت : پس از كشته شدن عثمان وقتى بيعت با على عليه السّلام صورت پذيرفت من در پى آن حضرت راه افتادم و مردم پيرامون او را گرفته و با وى بيعت مىكردند . امام عليه السّلام وارد يكى از باغهاى بنى مازن شد ، فشار جمعيت وى را به سمت درخت نخلى برده و مانع دسترسى من به آن حضرت شد وقتى به جمعيت مىنگريستم مىديدم مردم مچ دست امام را گرفتهاند و دستانشان را به دست آن بزرگوار مىرساندند پس از انجام بيعت ، او را به مسجد پيامبر آوردند و طلحه نخستين كسى بود كه در مسجد بر فراز منبر رفت و با دست فلجش با آن بزرگوار بيعت كرد . برخى حاضران اين بيعت را به فال بد گرفتند و اظهار داشتند : به خدا سوگند ! اين
هامش
( 1 ) . يعقوبى 2 / 75 .