بلاذرى در انساب الأشراف آورده است : پس از يأس و نوميدى على عليه السّلام از سامان دادن امور بين دو گروه درگير ، خانهنشينى اختيار كرد و زمانى كه عثمان به قتل رسيد و مردم از ماجراى او فراغت يافتند و پى بردند كه ناگزير بايد پيرامون امام و پيشوايى گرد آيند ، همه با اين شعار كه رهبر ما على بن ابى طالب است نزد آن بزرگوار شتافته و به خانهاش وارد شدند و عرضه داشتند : دستتان را بدهيد تا با شما بيعت نماييم ، حضرت فرمود : اين كار حق شما نيست ، بلكه منحصر به اهل بدر است و هركس را كه بدريان به رهبرى وى رضايت دادند ، خليفه خواهد بود . بدينترتيب ، كليهء بدرىها حضور امام على عليه السّلام شرفياب شده و اظهار داشتند : اى ابو الحسن ! ما هيچكس را از شما شايستهتر به خلافت نمىدانيم . « 1 »
طبرى در جلد سوم تاريخش مىگويد : ياران رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله پس از كشته شدن عثمان نزد على عليه السّلام شرفياب شده و به دو عرضه داشتند : اماما ! مردم ناگزير بايد از پيشوايى برخوردار باشند و امروز كسى را شايستهتر از شما به پيشوايى سراغ نداريم !
امام على عليه السّلام فرمود : از انجام اين كار خوددارى كنيد زيرا من اگر وزير مشاورتان باشم بهتر است تا رهبرتان گردم . عرض كردند : نه به خدا سوگند ! تا با شما بيعت نكنيم از شما دست بر نخواهيم داشت و همچنان بر اين امر پافشارى نمودند تا حضرت به ناچار بيعت آنها را پذيرا شد ولى انجام بيعت را در مسجد رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و به رضايت همهء مردم موكول نمود . « 2 »
در روايت سومى آمده است كه : امام عليه السّلام با اينكه از ناحيهء مردم به شدت
هامش
( 1 ) . انساب الاشراف مبحث بيعت امام على بن ابى طالب 205 - 219 تحقيق محمودى .
( 2 ) . تاريخ طبرى 3 / 450 ، مؤسسهء اعلمى - بيروت .