تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
نمىداد . ولى دوستان سابق شخصيتى چون على كه خود ، هوادار دوستى و محبت بود ، حق دوستىاش را رعايت نكردند چه اين‌كه در انتظار بودند على [ در حكومتدارى ] پا بر سر وجدان خود نهد و آنان را در چپاول ثروت‌ها و سرمايه‌هاى مردم آزاد بگذارد و ساير مردم محروم بمانند . او مىفرمود : به خدا سوگند ! اگر اقليم‌هاى هفتگانه را با آن‌چه در زير آسمان است در اختيار من قرار دهند كه خداوند را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه‌اى نافرمانى كنم ، اين كار را هرگز انجام نخواهم داد و دنياى شما از برگ جويدهء دهان ملخى نزد من بى ارزش‌تر است . « 1 » على عليه السّلام در اين عرصه چنان نبود كه نخست بگويد و سپس عمل كند بلكه گفتارش ، از احساسى قابل درك برمىخاست . . . على عليه السّلام بيش از همه ، با مردم مهربانى مىكرد و از آزار و اذيتشان فاصله داشت و در مسير جانبازى و از خود گذشتگى ، در راه آنان از همه به آن‌ها نزديك‌تر بود ، تا وجدانش را به ضرورت اين جانفشانى و ايثار ، قانع گرداند . مگر زندگى على عليه السّلام سراسر جنگ و مبارزه در راه ستمديدگان و بيچارگان و به خاطر پيروزى هميشگى ملّت و بر ضدّ فخر و مباهات‌كنندگان فاميلى كه ، قصد داشتند ملت را چونان ابزار توليدى براى خود ، مورد بهره‌كشى قرار دهند ، نبود ؟ مگر على شمشير برهنه‌اى بر فراز گردن‌هاى افراشتهء قريشيان نبود كه جهت دست‌يابى به جاه و مقام و اندوختن مال و ثروت هنگفت ، در پى خلافت بودند ؟ آيا امام عليه السّلام خلافت و زندگى مادى را به خاطر عدم سازش با
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه خطبهء 224 . « و اللّه لو اعطيت الأقاليم السبعة بما تحت أفلاكها على أن أعصي اللّه في نملة أسلبها جلب شعيرة ما فعلت ، و إنّ دنياكم عندي لأهون من ورقة في فم جرادة » .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 46 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى