شجاعت
دليرى و شجاعت امام عليه السّلام به منزلهء بيان طرز فكر و به مثابهء عمل ناشى از اراده است ، زيرا محور شجاعت ، دفاع از حق ، و ايمان به نيكى و احسان تلقى مىشود .
مشهور است كه هيچ قهرمان دلاورى در ميدان جنگ در برابر على عليه السّلام توان مقاومت نداشت . وى چون از مرگ نمىهراسيد ، از برابرى با هيچ قهرمانى واهمه و پروا نداشت ، بلكه انديشهء مرگ در هيچ ميدانى حتى براى يكبار به ذهن آن بزرگوار خطور نكرد ، او به مبارزهء هرقهرمانى مىرفت نخست او را پند و اندرز مىداد تا وى را به هدايت رهنمون شود .
امام على عليه السّلام با همهء نيروى شگرف و شجاعت فوقالعادهاش در هيچ موقعيتى به ظلم و ستم دست نيالود . تاريخنگاران همه بر اين امر اتفاق نظر دارند كه على عليه السّلام تا مجبور نمىگشت ، وارد كارزار نمىشد و تا مىتوانست مىكوشيد از راههاى مسالمتآميز اختلافات را با دشمنان خود بر طرف سازد و از خونريزى جلوگيرى به عمل آورد .
ويژگى دور بودن امام عليه السّلام از ظلم و ستم ، اصلى از اصول روح على و خلق و خويى از اخلاق پسنديدهء وى به شمار مىآمد و همين ويژگى با انديشهء كلى على پيوندى ناگسستنى داشت ، انديشهاى كه بر پايهء مردم دوستى ، وفاى به عهد و نگهدارى پيمان استوار بود مگر آنكه مردم در پيمان خويش ، خيانتى مىكردند و يا بىرحمى پيشه مىساختند ، كه اين روش در منطق امام قابل اغماض و گذشت نبود ، اگر اين جوشش عظيم مهر و وفاى على از دل حضرتش سرچشمه نمىگرفت ، صداقت را بر عداوت و دشمنى ترجيح