مفاهيم شجاعت و قهرمانى وى را ارائه مىداد ، با اينكه به تصور برخى ، اين دو صفت از يكديگر جدايند .
اين روش پسنديدهء على عليه السّلام بود كه عمر بن عبد العزيز را واداشت تا در برابر عظمتش اعتراف كند كه : به راستى على بن ابى طالب پارساترين مردم دنيا است . اين اعتراف يكى از خلفاى خاندان اموى است همانها كه سالها نسبتهاى ناروا به على عليه السّلام دادند و بر منابر ناسزايش گفتند .
مشهور است على عليه السّلام از سكونت در قصر حكومتى كوفه ، امتناع ورزيد تا خانهاش از خانهء فقرا و بيچارگان بسيارى كه در دخمههاى كوچك خود به سر مىبردند ، برتر نباشد ، اين سخنش جلوهاى از شيوهء زندگى اوست :
« أأقنع من نفسي بأن يقال هذا امير المؤمنين و لا اشاركهم فى مكاره الدهر ؟ » ؛
آيا به اين دل خوش كنم كه به من امير مؤمنان گفته شود ولى در دشوارىهاى روزگار ، در كنار مردم نباشم ؟
عزت نفس و شهامت
على بن ابى طالب عليه السّلام شهامت و مردانگى را با بهترين معنا و صورت تجسم بخشيد ، عزت نفس و بزرگمنشى دو اصل از اصول حقيقت شهامت و مردانگىاند كه هردو از ويژگىهاى امام بود ، به همين دليل حاضر نبود به كسى آزارى برساند هرچند در پى آزار و اذيّتش برمىآمدند و در جور و ستم بر كسى پيشى نمىگرفت ، هرچند مطمئن بود شخص قصد كشتن او را دارد .
همين روح عزت نفس و بزرگمنشى او را بدان مقام بلند و والايى رساند كه از ناسزاگويى به بنى اميّه كه آن روزها از هرسو آماج ناسزايش قرار داده بودند ، خوددارى كند ، بلكه ياران خود را نيز از ناسزاگويى به بنى اميّه بازداشت