تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
هوادار دين‌اند و نه قرآن ، من آنان را بهتر از شما مىشناسم ، از دوران كودكى تا بزرگسالى با آن‌ها همنشينى داشته‌ام ، اينان بدترين كودكان و بدترين مردان روزگارند ، واى بر شما ! به خدا سوگند ! آن‌ها اين شعار را براى نيرنگ و دلسردى و فريب مردم سر داده‌اند ، سخن حقى است كه مىخواهند در پرتو آن باطل خود را بر كرسى بنشانند . آنان امير المؤمنين عليه السّلام را با نام مخاطب قرار داده و گفتند : اى على ! آن‌گاه كه به سوى كتاب خداى عز و جلّ فرا خوانده شدى ، دعوتش را اجابت نما ، در غير اين صورت تو را به دشمن تحويل خواهيم داد و همان بلايى را بر سرت خواهيم آورد كه بر سر پسر عفّان آورديم . امام عليه السّلام راهى براى كنار آمدن با اين فريب‌خوردگان نيافت . ازاين‌رو ، فرمود : اگر از من فرمان مىبريد ، بجنگيد و اگر قصد نافرمانى داريد ، هرچه خواستيد انجام دهيد . « 1 » مالك اشتر در آن عرصهء پيكار با دلاورى و يقين مىجنگيد و براى دست يافتن به معاويه چندان فاصله‌اى نداشت كه اين فريب‌خوردگان به امير المؤمنين عليه السّلام گفتند : كسى را نزد اشتر بفرست تا نزدت برگردد ، ولى اشتر از تصميم خود در مبارزه دست برنداشت ، زيرا وى مىدانست اين ماجرا فريبى بيش نيست ، مالك را تهديد كردند كه اگر برنگردد امام را به شهادت خواهند رساند و بدين ترتيب ، اشتر از ميدان كارزار بازگشت و آنان را به شدت مورد نكوهش قرار داد و بدانان گفت : به خدا ! فريب خورديد و گمراه گشتيد ، به دست برداشتن از جنگ فرا خوانده شديد ، بدان پاسخ مثبت داديد اى پيشانى
هامش
( 1 ) . وقعة صفين 481 ، تاريخ طبرى 4 / 34 و 30 چاپ مؤسسهء اعلمى