ساده لوح شام نيز اين شايعهء فريبكارانه را باور كردند . « 1 »
منقول است : خبر انتشار اين شايعه به امام عليه السّلام رسيد حضرت فرمود : اگر اينگونه باشد بنابراين ، حضرت حمزه را نيز ما به شهادت رساندهايم ، چون ما او را به احد آورديم ! . « 2 »
نيرنگ قرآن بر نيزه
جنگ و مبارزه مدتى ادامه يافت و ياران امام عليه السّلام طى اين مدت ، صبر و بردبارى و جانفشانى خود را در مسير پيروزى حق ، به نمايش گذاشتند . سپس امام عليه السّلام بپاخاست و با ايراد خطابهاى آتشين آنان را به جهاد و پيكار تشويق و ترغيب كرد و فرمود :
مردم ! كار شما و دشمنانتان به جايى رسيده كه اكنون ملاحظه كرديد و آنان آخرين نفسهاى خود را مىكشند ، زمانى كه امور پيش مىآيد ، انتهايش به ابتداى آن پيش بينى مىشود . سپاهيان دشمن بدون پاىبندى به دين و آيينى در برابر شما مقاومت كردند تا اين كه در آستانهء پيروزى قرار گرفتيم و من فردا بر آنها يورش برده و در پيشگاه خداى عز و جل آنان را به محاكمه خواهم كشيد . « 3 »
اين خبر به معاويه كه آثار شكست در سپاهش پديدار شده بود ، رسيد . وى عمرو عاص را خواست و با او در اين زمينه به مشورت پرداخت و به او گفت :
تنها امشب را فرصت داريم ، فردا على بر ما يورش برده و كارمان را يكسره خواهد ساخت ، نظرت چيست ؟
عمرو گفت : ديدگاه من اين است كه نه سپاهيان تو مانند سپاهيان علىاند و
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 5 / 635 .
( 2 ) . عقد الفريد 4 / 343 ، تذكرة الخواص 90 .
( 3 ) . كتاب سليم بن قيس 176 ، كامل ابن اثير 3 / 310 .