مىكردند ، لذا امام عليه السّلام فرمود :
شما در آغاز نافرمانى من كرديد ، ولى اكنون از فرمانم سرپيچى نكنيد ، من نمىخواهم ابو موسى را براى اين كار برگزينم ، زيرا او را مورد اعتماد نمىدانم ، او در كوفه آنگاه كه رهسپار جنگ جمل بودم ، راه خود را از من جدا ساخت و سپس از من گريزان شد و اينك چند ماهى است كه او را امان دادهام . « 1 »
معاويه و عمرو عاص توانستند با پراكنده ساختن سپاهيان امام عليه السّلام به اهداف خود دست يابند و در اين راستا ، اشعث بن قيس از درون نيروهاى امام عليه السّلام با آنان همكارى مىكرد .
عمرو عاص بىآنكه از ناحيهء كسى مورد مخالفت قرار گيرد به عنوان نمايندهء مردم شام براى نگارش مواد پيماننامه با ابو موسى اشعرى حاضر شد و عنوان نام « امير المؤمنين عليه السّلام » را در پيماننامه نپذيرفت . امام عليه السّلام فرمود :
امروز ، به روز حديبيه شباهت دارد كه سهيل بن عمرو ، به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم گفت : تو فرستادهء خدا نيستى ، امام عليه السّلام آنگاه افزود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در آن لحظه به من فرمود : [ اى على ! ] تو نيز روزى در چنين شرايطى قرار مىگيرى و در حالى كه مورد ظلم و ستم قرار گرفتهاى به چنين كارى تن درخواهى داد . « 2 »
مهمترين موضوعات پيماننامه ، اعلان آتشبس و توقف جنگ ، و سپس حل قضاياى دو طرف ، بر مبناى كتاب خدا و سنّت پيامبر بود و تعيين دو داور تا رمضان سال 37 هجرى به تأخير افتاد ، زيرا پيماننامه در ماه صفر همان سال به نگارش درآمد . شگفتآور است كه مسالهء خونخواهى عثمان حتى به اندك اشارهاى در قرارداد صلح قيد نشد ، در صورتى كه اين ماجرا ، اساس و پايهء
هامش
( 1 ) . وقعة صفين 499 ، تاريخ طبرى 4 / 36 ، كامل ابن اثير 3 / 319 .
( 2 ) . وقعة صفين 508 ، شرح نهج البلاغه 2 / 232 .