معاويه تنها جنگ و تلاش جهت از ميان برداشتن امام عليه السّلام و سپاهيان وى به هر وسيلهء ممكن بود ، ولى با اين همه ، امام عليه السّلام پس از آنكه خود و سپاهيانش در ساحل فرات استقرار يافتند آتشبس و آرامشى موقّت در منطقه حاكم شد و حضرت به تلاش صلحآميز ديگرى اميدوار بود ، به همين دليل طى مدت آتش بس ، بشير بن محصن انصارى و سعيد بن قيس همدانى و شبث بن ربعى تميمى را به نمايندگى از سوى خود نزد معاويه فرستاد و بدانان فرمود : « نزد اين مرد - يعنى معاويه - برويد و او را به خدا و اطاعت او و پيوستن به جمع مسلمانان فرا خوانيد . » ولى معاويه جز شمشير و جنگ پاسخى نداد و به فرستادگان امام عليه السّلام گفت : از نزدم بيرون رويد ، ميان من و شما چيزى جز شمشير حاكم نخواهد بود . « 1 »
درگيرى پس از آتشبس
ميان دو سپاه جنگ و گريزهايى به وجود آمد ولى هنوز آتش جنگ شعلهور نشده بود كه گروهى از دو طرف به ميدان آمده و با يكديگر به نبرد پرداختند و به مجرّد حلول ماه محرم سال 37 هجرى ميان طرفين پيماننامهء صلحى برقرار شد ، امام عليه السّلام با انعقاد اين پيماننامه كوشيد تا به صلح و آرامشى دست يابد . ازاينرو ، پيشنهاداتى كه امام عليه السّلام ارائه داد ، دعوت به صلح و آرامش و وحدت و يكپارچگى و جلوگيرى از خونريزى ، ولى پيشنهادات معاويه و مردم شام ، نپذيرفتن بيعت امام عليه السّلام و خونخواهى عثمان بن عفّان بود . « 2 »
آتشبس ، يك ماه به طول انجاميد ، با پايان پذيرفتن برههء درگيرىها ، دو طرف خسته شدند ، امام عليه السّلام به سپاهيان خود دستور بسيج عمومى داد ، معاويه
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 3 / 569 ، كامل ابن اثير 3 / 284 .
( 2 ) . وقعة صفين 195 ، تاريخ طبرى 3 / 570 .