نيز چنين كرد و دو سپاه در كارزارى سهمگين با يكديگر درآويختند . حضرت همواره با سفارش به سپاهيان خود مىفرمود :
شما در جنگ با دشمن پيشدستى نكنيد ، خداى را سپاس كه شما برحقيد اگر با آنان به نبرد پرداختيد و آنها را به شكست وا داشتيد ، فراريان را نكشيد و زخمىها را به قتل نرسانيد ، كشف عورت انجام ندهيد [ كسى را عريان ننماييد ] كشتهاى را مثله نكنيد . « 1 »
بدينسان ، جنگ و نبرد ادامه يافت و طى آن تعداد زيادى از مسلمانان كشته شدند و تعداد زخمىها بر ده هزار تن بالغ گرديد .
شهادت عمار ياسر
روايت شده : عمار ياسر راهى ميدان شد و ميان صفوف سپاهيان قرار گرفت و اظهار داشت : امروز چهرههايى را مىبينم آنگونه با دشمن مىستيزند كه باطلگرايان ، به شك و ترديد افتند ، به خدا سوگند ! اگر ما را به شكست وا دارند و تا نخلستانهاى هجر تعقيب كنند ، ما بر حق و آنان بر باطلاند . و با خواندن اين رجز به سمت سپاه معاويه پيش تافت :
ما پيش از اين براى فرود آمدن قرآن با شما جنگيديم و امروز براى تأويل آن با شما مىجنگيم ، آنچنان ضربهء سهمگينى بر شما وارد سازم كه سرها از بدن جدا و دوست ، دوستان خود را فراموش كند و يا حق به مسير اصلى خود باز گردد . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان 202 ، همان 4 / 6 .
( 2 ) .نحن ضربناكم على تنزيله * و اليوم نضربكم على تأويله
ضربا يزيل الهام عن مقيله * و يذهل الخليل عن خليله